برگردان به زبان ساده
در عهد تو یک سر به گریبان نرسیده
کش چاک دل از سینه به دامان نرسیده
هوش مصنوعی: در زمانهای که تو در کنار ما بودی، حتی یک سر به گریبان نمیتوانستم بزنم؛ زیرا درد دل آنقدر بزرگ بود که نتوانستم آن را به تنهایی تحمل کنم.
محمود پریشان سر زلف ایازست
کاریست محبت که به سامان نرسیده
هوش مصنوعی: محمود درگیر و نگران موهای آشفتهای است که به ایاز تعلق دارد، و این نشاندهنده این است که محبت به جایی نرسیده و هنوز حل نشده باقی مانده است.
مجنون نشد آرام پذیر از رخ لیلی
دردیست جدایی که به درمان نرسیده
هوش مصنوعی: مجنون نتوانست از دیدن لیلی آرامش بگیرد، زیرا جدایی آنها دردی است که هیچ گاه درمان نشده است.
هر قطره ای از چشم ترم سیل جهانیست
جایی رسد این گریه که طوفان نرسیده
هوش مصنوعی: هر اشک من، همانند سیلابی بزرگ و ویرانگر است. روزی خواهد رسید که این گریهام به جایی میرسد که طوفانها به آنجا نرسیدهاند.
دیریست که از نگهت پیراهن یوسف
بویی به سوی کلبه احزان نرسیده
هوش مصنوعی: مدت زمانی است که از نگاه تو، بویی شبیه پیراهن یوسف به سمت کلبهی غم و اندوهم نرسیده است.
بس کز رسن زلف گره گیر تو بندیم
ما را نمی از چاه زنخدان نرسیده
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و گرههای موی تو، دلبسته و گرفتار شدهایم، اما هرگز نتوانستهایم از چاه جذابیت لبهایت، جرعهای بنوشیم.
ماییم و کتابی و چراغی که فروغش
از خانه تاریک به ایوان نرسیده
هوش مصنوعی: ما تنها یک کتاب داریم و یک چراغ که نورش از تاریکی خانه به حیاط نرسیده است.
صد بار ز آغاز به انجام رساندیم
افسانه دردی که به پایان نرسیده
هوش مصنوعی: بارها تلاش کردیم داستان دردی را به پایان برسانیم که همچنان ادامه دارد.
فریاد که طی گشت ره عمر «نظیری »
این جان الم دیده به جانان نرسیده
هوش مصنوعی: فریاد که عمر من به سرعت سپری شد و باوجود تمام تلاشها و آرزوها، نتوانستم به معشوق مورد نظر برسم.