برگردان به زبان ساده
تو بر سر کودکان نهاده
ما بر کف دست جان نهاده
هوش مصنوعی: تو بر سر کودکان محبت و مهربانی میکنی، اما ما جان خود را در دستان تو قرار دادهایم.
بس سنگ گران به بیع جان ها
در پله ابروان نهاده
هوش مصنوعی: در دل دلبر، زیباییهایی گرانبهایی وجود دارد که ارزش جانها را دارند و این زیباییها به مانند سنگهای قیمتی بر روی پلکهای او قرار گرفتهاند.
یک سود نموده زیر زلفت
در هر شکنی زیان نهاده
هوش مصنوعی: زیر زلف تو هر بار که لطافتی را تجربه کردهام، به نوعی دلم شکسته و آسیب دیده است.
در قند تو خنده رخنه کرده
ما جان به قصور آن نهاده
هوش مصنوعی: در شیرینی تو لبخندهایی وجود دارد و ما جان خود را به طور نادرست فدای آن کردهایم.
لب داده به مشتری شکر چش
پس نرخ شکر گران نهاده
هوش مصنوعی: لب به مشتری داده و او را به سوی خود جلب کرده، اما قیمت شکر را خیلی بالا گذاشته است.
ما پست گرفته نرخ نازت
تو پای بر آسمان نهاده
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود مقام و منزلت تو را به بالاترین حد ممکن رساندهایم و زیبایی و ناز تو را به اوج آسمانها ارتقا دادهایم.
بگرفته دلی چو خاره در بر
بس پشت به پرنیان نهاده
هوش مصنوعی: دل همچون خار در آغوش گرفته شده و به پشت پردهای نرم و لطیف تکیه داده است.
شب ناشده بسته ای دکان را
سنگی به کلید آن نهاده
هوش مصنوعی: شب نشده، دکانت را بستهای و سنگی به جای کلید روی آن گذاشتهای.
شهری پی یک نظر به بامت
زر بر کف پاسبان نهاده
هوش مصنوعی: شهر از یک نگاه به بلندی تو، نگهبان را وادار کرده که زر را در دست بگیرد و محافظت کند.
وز شوق تو جان در آستین ها
رخ خلق بر آستان نهاده
هوش مصنوعی: از شدت عشق تو، جانم در آستینهایم جا به جاست و مردم نزد در تو ایستادهاند.
بس خاک ز بیم تو «نظیری »
برداشته در دهان نهاده
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از تو، «نظیری» مقدار زیادی خاک برداشت کرده و در دهان خود گذاشته است.