برگردان به زبان ساده
روندگان ملولیم روبهم کرده
دماغ در سر افسانه های غم کرده
هوش مصنوعی: ما خستهایم از مسیر زندگی که پیش میرویم و با این حال، سرمان را به داستانهای غمانگیز فرو بردهایم.
گرفته کوه و بیابان به اشک چون باران
دمی چو برق به افروختن علم کرده
هوش مصنوعی: کوه و بیابان را به خاطر اشکهایی مثل باران پر کرده و لحظهای مانند برق، پرچم را افراشته است.
به طرف هر چمنی چشمه ای نموده روان
به خاک هر قدمی دانه ای بنم کرده
هوش مصنوعی: به سوی هر چمن، چشمهای جاری شده و در هر قدمی که برمیدارم، دانهای در خاک میکاشتم.
به ذوق کنج فراغی که شاد بنشینم
همه حوالی آفاق را قدم کرده
هوش مصنوعی: با شادی و طراوت در گوشهای از آرامش بنشینم و همه جا را با قدمهایش بگردم.
به سر کلاه نمد کج نشسته بر یک سو
قفا به تاج فریدون و تخت جم کرده
هوش مصنوعی: کلاهی از نمد به طور کج بر سر دارد و در کنار آن، تاج فریدون و تخت جمشید را قرار داده است.
زبان عقل به می لال کرده چون لاله
علاج غم به قدح های دمبدم کرده
هوش مصنوعی: عقل به خاطر شراب گنگ و خاموش شده است، همانطور که لاله در سکوت خود زیباست. در حالی که نوشیدن از جامهای مداوم، درمانی برای غم و اندوه میشود.
اگر پیاله می داده اند اگر خم زهر
ز خوان دهر قناعت به بیش و کم کرده
هوش مصنوعی: اگر به انسان مینوشانیدند و از شراب و لذتهای دنیا سیراب میکردند، او به آنچه دارد راضی میشود و قناعت میکند، چه کم باشد و چه زیاد.
به اشتیاق اجل راه عمر پیموده
مقام بر در دروازه عدم کرده
هوش مصنوعی: به خاطر اشتیاق به مرگ، زندگی را سپری کرده و به دروازهی عدم رسیده است.
ز زیر پرده دل دلبر نهانی ما
کرشمه بر عرب و ناز بر عجم کرده
هوش مصنوعی: دلبر ما که در پس پردهای در نهان است، با زیبایی و لطافت خود بر اهل عرب میآید و بر اهل عجم ناز میکند.
حکایت لب او مرده زنده می سازد
مسیح را که به اعجاز متهم کرده؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که لبان او توانایی دارند که حتی مردهها را زنده کنند، مانند زندگیبخشیدن عیسی مسیح که به معجزههایش متهم شده است. این اشاره به قدرت و اثرگذاری کلمات و بیان او دارد که میتواند روح و جان را تجدید کند.
ربوده مستی عشق آنچنان «نظیری » را
که پشت بر صمد و روی بر صنم کرده
هوش مصنوعی: عشق به قدری او را در خود غرق کرده است که توجهش را از خداوند برده و به سوی بتهای خیالی متمایل شده است.