برگردان به زبان ساده
هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدم
هر کجا نقطه شد انده خط پرگار شدم
هوش مصنوعی: هر بار که غم در زندگیام وجود داشت، به شکل دایرهای بدون انتها درآمدم و هر جا که نقطهای از اندوه حس کردم، مثل خطی که با پرگار کشیده میشود، به حالت خطی و مستقیم در آمدم.
بوی یار من ازین سست وفا می آید
گلم از دست بگیرید که از کار شدم
هوش مصنوعی: بوی معشوق من از این بی وفایی به مشام می رسد. گل را از دست من بگیرید، چون کارم به پایان رسیده است.
بس کزو شد برم آسوده، دو دستم در خواب
همچنان زیر سرش بود که بیدار شدم
هوش مصنوعی: به قدری از او آرامش و راحتی گرفتم که وقتی بیدار شدم، دو دستم همچنان زیر سرش بود.
دل دیوانه من قابل زنجیر بود
به شکنج سر زلف از چه سزاوار شدم
هوش مصنوعی: دل دیوانه من میتوانست زنجیر شود، اما به خاطر پیچشهای موهایش، چرا من سزاوار این وضعیت شدم؟
من دگر قوت پرواز ندارم در دام
کاش صیاد بداند که گرفتار شدم
هوش مصنوعی: من دیگر توان پرواز ندارم و در این دام گرفتار شدهام. ای کاش صیاد میدانست که به چنگش افتادهام.
قیمت زخم بلا درد طلبکاری بود
نرخ کالا نشنیدم چه خریدار شدم
هوش مصنوعی: زخم درد و رنجی که کشیدهام، به من یاد داده است که هیچ چیزی رایگان نیست و باید بهای آن را بپردازم. من هیچ وقت نشنیدم که برای چیزهای باارزش، چه قیمتی باید بپردازم، اما حالا خودم تبدیل به کسی شدم که برای آنها خریدارم.
کس در آتش به دل خویش «نظیری » نرود
زان نگه سوخته بودم که خبردار شدم
هوش مصنوعی: هیچکس در دل خود مانند «نظیری» به آتش نمیافتد. من از آن نگاه که مرا سوخت، متوجه شدم.