برگردان به زبان ساده
میروم زین کوی و وز رشک محبت میروم
بس که با من آشنا گشتی ز غیرت میروم
هوش مصنوعی: من از این مسیر و به خاطر حسودان محبت میروم. به حدی با من آشنا شدهای که باعث غیرتم شده است و از اینجا میروم.
کرد شیرین اشک تلخم را شکرخند وداع
حبیب و دامانی پر از نقل محبت میروم
هوش مصنوعی: شیرین مرا در آغوش میگیرد و اشکهای تلخم را به لبخند تبدیل میکند. در حالی که از محبوبم وداع میکنم و دلم پر از عشق و محبت است، از کنار او میگذرم.
نوحه بر خود میکند دیوار و در از رفتنم
میبرم ذوق از جهان، از بس به حسرت میروم
هوش مصنوعی: دیوار و در به خاطر رفتن من از دنیا، به شیوهای سوگواری میکنند و من از آنچه که بر جا میگذارم، با حسرت به این سفر میروم.
حالتی دارم به این خواری که از خاک درش
گر به جنت خواندم رضوان، به منت میروم
هوش مصنوعی: من به وضعیتی افتادهام که حتی اگر به بهشت هم دعوت شوم، به خاطر ذلت و خاری که دارم، باز هم با ناله و زاری به آنجا میروم.
از حجاب رفتن بیجا «نظیری» از درش
بخیهها بر دیده از اشک ندامت میروم
هوش مصنوعی: من بیمقدمه و بیدلیل پردهها را کنار میزنم، و از در این احساس ندامت، اشکهای حسرت بر چشمانم نشسته است.