برگردان به زبان ساده
گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتم
نسیم ناتوانم تا کجا خیزم کجا افتم
هوش مصنوعی: گاهی بر فرش زیبایی و گاهی بر روی گیاهان استراحت میکنم. نسیم ضعیف به من میگوید تا کجا باید بروم و کجا باید استراحت کنم.
نی کلکم ز حسن روی گل، منقار بلبل شد
مباد از طرف گلشن دور افتم کز نوا افتم
هوش مصنوعی: همه شما زیبایی روی گل را دارید، اما من نمیخواهم از طرف گلستان دور شوم، زیرا ممکن است با دوری از آن، صدایم را از دست بدهم.
به هر بانگ سرودی خاطرم آشفته می گردد
گلم گویی، که از آمد شد باد صبا افتم
هوش مصنوعی: هر صدایی که میشنوم، باعث میشود حواسم به هم بریزد و مثل گلی که از وزش باد صبا به زمین بیفتد، احساس ضعیفی میکنم.
حدیث دام زلفی می کنم، دزدیده دزدیده
دلم را خار خاری هست ترسم در بلا افتم
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده درباره زیباییهای زلف محبوبش سخن میگوید و ابراز میکند که به خاطر جذابیت آن، دلش را به طرز نامحسوس و ناآگاهانهای دزدیدهاست. همچنین، او نگران است که این جذابیت ممکن است او را به دردسر بیندازد و از آن آسیب ببیند.
گرم صد بار سوزی، باز بر گرد سرت گردم
نیم پروانه، کز یک سوختن از دست و پا افتم
هوش مصنوعی: اگر بارها بسوزم، باز هم دور تو میچرخم، مانند پروانهای که از یک بار سوختن، از دست و پایش میافتد.
به محرومی و بی قدری خضرم گریه می آید
چو در فکر شهیدان تو در روز جزا افتم
هوش مصنوعی: به خاطر کمبودها و ناچیزی خودم به شدت غمگین میشوم، وقتی به یاد شهیدان تو در روز قیامت میافتم.
«نظیری » بی خود از بزم وصال یار می آیم
عجب کیفیتی دارم، ندانم تا کجا افتم
هوش مصنوعی: از میهمانی وصال معشوق به طور بیدلیل بیرون میآیم. واقعا حالتی دارم که نمیدانم تا کجا ممکن است این حالت ادامه داشته باشد یا به کجا بروم.