برگردان به زبان ساده
جگر به خنده همیسوز و بر کران میغلت
گهر به نکته همیریز و در میان میغلت
هوش مصنوعی: دل به خنده میسوزد و در فضا مانند مروارید به آرامی میچکد و در وسط هم به نرمی حرکت میکند.
ز جعد خویش گلستان نما شبستان را
خیال سبزه و سنبل کن و بر آن میغلت
هوش مصنوعی: به زیبایی خود ارزش بده و با جاذبهات، شب را به مانند باغی زیبا جلوهگر ساز. به خیال سبزه و گلهای خوشبو در شب، در آن غوطهور شو.
اگر چو نخل مرادم به بر نمیآیی
چو آرزوی دلم در میان جان میغلت
هوش مصنوعی: اگر تو مانند نخل، میوهام نمیشوی، آرزوی قلبم در درون جانم در حال غلتیدن و حرکت کردن است.
ز درس و مدرسه کاری به نقد نگشاید
پیاله میکش و بر فرش گلسِتان میغلت
هوش مصنوعی: از یادگیری و مدرسه نتیجهای نمیتوان گرفت، پس پیالهای بنوش و بر فرش گلدار خود بچرخ.
مثال نکتهٔ سنجیده بیاثر تا چند
گهی به لغزش مستانه بر زبان میغلت
هوش مصنوعی: مانند نکتهای که به خوبی فکر شده، بیفایده است، زیرا گاهی به راحتی از زبان ما به شکل نادرست بیان میشود.
معاندان به سنان میزنند و میگذرند
به خاک معرکه مجروح و خونفشان میغلت
هوش مصنوعی: دشمنان با نیروی تهاجمی خود حمله میکنند و از میدان نبرد عبور میکنند، در حالی که مجروحان روی زمین افتاده و خونریزی میکنند.
خدنگ طبیعت این قوم برنمیتابند
همین که پَر ز تو یابند چون کمان میغلت
هوش مصنوعی: این مردم نمیتوانند عواطف و زیباییهای طبیعی را تحمل کنند، اما به محض اینکه نشانهای از تو به دست آورند، مانند پَر کمان به سرعت دچار تغییر و نوسان میشوند.
نیافتیم «نظیری» کسی تو گر یابی
پیش چو باد همیگیر و بر نشان میغلت
هوش مصنوعی: کسی را مانند تو نیافتیم؛ اگر تو را پیدا کنی، مثل باد سریع به دنبالت میآیم و بر تو میچرخم.