برگردان به زبان ساده
دهم دو ملک به یک نغمه رباب عوض
کنم به سایه ابری صد آفتاب عوض
هوش مصنوعی: اگر بخواهم دو پادشاهی را با یک نغمه رباب عوض کنم، میتوانم سایه یک ابر را با صد آفتاب عوض کنم.
ز قید خانقهم دل گرفته دیر کجاست؟
که زهد ناب کنم با شراب ناب عوض
هوش مصنوعی: دل من از محدودیتهای خانقاه و زهد راضی نیست و به دنبال آزادی و شادی است. میخواهم زهد خالصانهام را با خوشی و لذتهای زندگی تعویض کنم.
سبویم از چه زمزم شکسته می آید
به گردن خم می افکنم طناب عوض
هوش مصنوعی: سبوی من چرا با صدای شکسته به من میرسد؟ من در حالی که آن را به گردن خم میکنم، طنابی را عوض میکنم.
دلی ز بادیه کعبه تشنه تر دارم
روم به دیر به طوفان کنم شراب عوض
هوش مصنوعی: دل من از آنجا که در جستجوی حقیقت است، بیشتر از همیشه عطش دارد. به همین خاطر، به جایی میروم که میتوانم در آنجا برای آشنا کردن خودم با شگفتیها و لذتها از چیزهای جدید بهرهگیرم.
طمع که سر به زمین داد آبرویم را
به جوی حاصلم آرد به جرعه آب عوض
هوش مصنوعی: حسرت و آرزو به قدری مرا زمین گیر کرده که آبرویم را در برابر آنچه میخواهم، به راحتی میدهم. به جای آنکه به هدف بزرگ دستیابی داشته باشم، تنها با یک جرعه آب و کمترین چیز راضی میشوم.
فلک که پرده ز چشم حسود دور انداخت
ز تاب می فکند بر رخم نقاب عوض
هوش مصنوعی: آسمان که پرده حسد را از چشمان حسود کنار زد، به عنوان پاداش، زیباییهایش را بر چهرهام پوشاند.
عمارت دل من دور چرخ برهم زد
که نیست مایه صد گنج این خراب عوض
هوش مصنوعی: دل من همچون ساختمانی است که چرخ روزگار آن را ویران کرده است و هیچ چیز نمیتواند ارزش این ویرانی را با داشتن صد گنج عوض کند.
به مدعای دل خود کجا رسم؟ هیهات
که صد سؤال مرا نیست یک جواب عوض
هوش مصنوعی: کجا میتوانم به ادعاهای دل خود برسم؟ بعید است که به صد پرسش من حتی یک جواب متفاوتی پیدا شود.
کنون دل و خرد از خواب چشم بگشایند
که رفت دیده سوداییم به خواب عوض
هوش مصنوعی: اکنون دل و عقل بیدار میشوند و چشمها را میگشایند، زیرا که خواب دیدهشدهی ما به خیال و آرزوهای گذشته تغییر یافته است.
نماند مایه «نظیری » قناعت اکسیر است
مجو جز از در همت به هیچ باب عوض
هوش مصنوعی: اگر به دنبال قناعت و رضایت هستی، باید تلاش و همت زیادی به خرج دهی و از هیچ راهی جز تلاش برای بهبود و پیشرفت به دنبال تغییرات نباشی.