برگردان به زبان ساده
رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
صد جایگه مقام کند، تا به من رسد
هوش مصنوعی: گاهي برخي از کسان به خاطر بيان و گفتار من حسادت میکنند و در موقعیتهای مختلف سعی دارند مقام و اعتبار من را پایین بیاورند تا خودشان به من برسانند.
من بر در از تجلی آن نور ساختم
پروانه چون به عرصه آن انجمن رسد
هوش مصنوعی: من در ورود به آن نور درخشان، مانند پروانهای شادم که به محفل نورانی آن جامعه میرسد.
در راه تو شمال و صبا در ترددند
تا بو که را دهی که به بیت الحزن رسد
هوش مصنوعی: در مسیر تو، شمال و صبا همیشه در حرکت هستند تا ببینند به چه کسی اجازه میدهی که به خانهی غم و اندوه برسد.
گر زیر گلبنی قفسم را نمی نهی
جایی بنه که ناله به گوش چمن رسد
هوش مصنوعی: اگر زیر درخت گلی، قفسم را نمیگذاری، جایی قرار بده که نالهام به گوش چمن برسد.
گفتند: کم بقاست سمن عندلیب گفت
ای کاش عمر گل به حیات سمن رسد
هوش مصنوعی: گفتند که گل سمن عمر کمی دارد و بلبل پاسخ داد که ای کاش عمر گل به اندازه عمر سمن طولانی میشد.
جیبی که پاره شد به ملامت رفو نشد
دست جنون مباد به این پیرهن رسد
هوش مصنوعی: اگر جیبی پاره شود، نمیتوان آن را با سرزنش ترمیم کرد. امیدوارم جنون به این لباس آسیب نرساند.
زاهد ز سر نکته صوفی چه آگه است؟
در شیوه های چشم صنم برهمن رسد
هوش مصنوعی: عابد چگونه از آن رازها که عارفان میدانند، آگاه است؟ در روشهای خاص نگاه معشوق، عارف به حقیقت میرسد.
بازیچه تو معجز عیسی به باد داد
در نرگس تو کس به چه افسون و فن رسد؟
هوش مصنوعی: در دستان تو، معجزه عیسی همچون بازیچهای به باد رفته است. در زیبایی چشمانت، هیچکس نمیتواند به هیچ ترفند و جادویی دست یابد.
ای جان به سعی درد «نظیری » نمی رود
مرگی مگر به داد دل زیستن رسد
هوش مصنوعی: ای جان، در تلاش برای رفع درد و غم، مرگ نمیآید مگر اینکه به خاطر غم دل زندگی کنی.