برگردان به زبان ساده
گهی که وقت علاج دماغ من باشد
نسیم در یمن و نافه در ختن باشد
هوش مصنوعی: هر زمانی که در پی درمان ذهن و روح خود باشم، نسیمهای خوشبو از یمن و عطر نافههای ختن مرا سرحال و شاداب میکنند.
مقیدم به بت خود چنان که می خواهم
نه بت پرست، نه بت گر، نه بت شکن باشد
هوش مصنوعی: من به محبوب خود چنان وابستهام که نه پرستشگر او هستم، نه دشمن او و نه کسی که بتها را میشکند؛ بلکه رابطهای عمیق و شخصی با او دارم.
ز طور عشق همه کار عقل دیگر شد
چو آصفی که سلیمانش اهرمن باشد
هوش مصنوعی: از کوه عشق، تمام کارهای عقل تغییر کرده است، مانند آصف که در زمان سلیمان، دشمنی در کنار او وجود دارد.
مشو به خویش مقید که مرغ زیرک را
خطرگهی است که مشغول خویشتن باشد
هوش مصنوعی: به خودت زیاد وابسته و محدود نشو، زیرا در دنیای پرخطر، موجودات باهوش ممکن است درگیر خودشان بشوند و خبری از خطرات اطراف نداشته باشند.
سفر گزین که نهال اول ار ملول شود
زمین غربتش آخر به از وطن باشد
هوش مصنوعی: سفر را انتخاب کن، چرا که اگر درختی در آغاز شکسته و پژمرده شود، در نهایت زندگی در غربت برای او بهتر از زندگی در وطن خواهد بود.
چو ذره ام به هوای در تو بازاریست
که دورگردی من رشک انجمن باشد
هوش مصنوعی: من همچون ذرهای هستم که در هوای تو کاسبی است و گرداب دوریام باعث میشود که حسرت در کنار تو بودن را داشته باشم.
ز بس که جامه ز شوق تو پاره پاره کنم
به هرچه دست زنم چاک پیرهن باشد
هوش مصنوعی: به خاطر شوقی که به تو دارم، آنقدر لباسهایم را پاره میکنم که هر چیزی را که لمس کنم، لباس من زود پاره میشود.
توان ز نامه من یافت اشتیاق مرا
عیار شوق به اندازه سخن باشد
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که احساس اشتیاق و عشق من را نامهام به خوبی نشان میدهد و شدت این اشتیاق به اندازهای است که با سخنگویی قابل اندازهگیری است.
ز ناله بس نکنم زان که کم رسد آسیب
بر آن درخت که مرغی صفیرزن باشد
هوش مصنوعی: از ناله و شکایت کردن دست نمیکشم، زیرا درختی که پرندهای بر روی آن جیکجیک میکند، کمتر آسیب میبیند.
چو شاخ گل همه مرغان سزد که گوش شوند
که بلبلی چو «نظیری » درین چمن باشد
هوش مصنوعی: هر پرندهای در این باغ باید به صدای بلبل گوش فرا دهد، چرا که بلبل، مانند «نظیری»، خود را در این فضا میسازد و آوازش جاودانه است.