برگردان به زبان ساده
دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
سر چو شمعم ببریدند و حیاتم دادند
هوش مصنوعی: دیشب بر دلم آتش انداختند و بر سینهام فشار آوردند. مانند شمعی که میسوزد، من را بریدند و با این حال به من زندگی بخشیدند.
ناله کردم به نهان عشوه خموشم کردند
گریه کردم ز شکرخند نباتم دادند
هوش مصنوعی: در پنهانی شکایت کردم، آنها مرا به سکوت وادار کردند. وقتی که از شدت غم گریه کردم، به جای دلخوشی، چیزی شیرین و خوشمزه به من دادند.
درد و صاف غم و شادی به من ارزانی شد
تا خم و خمکده عشق براتم دادند
هوش مصنوعی: درد و رنج و شادی به من هدیه داده شد تا اینکه مرا به دنیای عاشقی راهنمایی کردند.
پارهپاره جگر طور ز غیرت خون شد
که کهی بودم و چون کوه ثباتم دادند
هوش مصنوعی: بخشی از دل من به خاطر غیرت و شجاعت، از شدت احساسات آسیب دیده و خونین شده است. در گذشته، چه کسی بودم و حالا به استواری همچون کوه رسیدهام.
گرسنهدیدهتر از مفلس کنعان بودم
خواجم گشتم که از آن حسن زکاتم دادند
هوش مصنوعی: من از حالت تهی و گرسنگی خود خیلی رنج میبردم، اما حالا که به حضور محبوبم رسیدهام، به لطف او صاحب نعمت و خوشی شدهام.
تا به مقصد سپرم کشتی مشتاقان را
از خضر همت و از نوح نجاتم دادند
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدفم، با تلاش و همت، کشتی آرزوهایم را از دست خضر و نوح نجات دادند.
اختر شعشعه بر چرخ «نظیری» زده است
کس چه داند؟ که چه عالی درجاتم دادند
هوش مصنوعی: ستارهای در آسمان درخشش خاصی دارد و هیچکس نمیداند که چه مقام و جایگاه بالایی به من عطا کردهاند.