برگردان به زبان ساده
گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
اشک ز تماشای چمن رنگ برآورد
هوش مصنوعی: گل شکوفه زد و از دل سنگی عشق، اشکهایی به خاطر دیدن چمن زیبا برآورد.
می خواست ز مرغان چمن شور برآرد
یک نغمه مغنی به صد آهنگ برآورد
هوش مصنوعی: میخواست یک پرنده از میان دیگر پرندگان چمن، صدای زیبایی را برآورد و نغمهای با لحنهای مختلف ایجاد کند.
عشق آمد و در شهر دل آیین خرد دید
تا شهر به تاراج رود جنگ برآورد
هوش مصنوعی: عشق وارد شهر دل شد و فهمید که عقل را به باد دادهاند؛ بنابراین تصمیم گرفت تا برای نجات شهر از قحطی و نابودی، درگیری و مبارزهای را آغاز کند.
مطرب ز برم خرقه سالوس به در کرد
گرد همه شهرم به دف و چنگ برآورد
هوش مصنوعی: راننده نغمهساز از کنار من عبور کرد و لباس ریایی را از خود کنار زد. در تمام شهر، با دفی و چنگی صدا به پا کرد و دلها را شاد کرد.
شب نیست که از شادی بسیار نگریم
غم خوردن کم حوصله را تنگ برآورد
هوش مصنوعی: در شبهای شاد، چون به اندازه کافی خوشحالی دارم، دیگر نمیتوانم بر اندوه و کم حوصلگی افرادی که غمگین هستند، تأثیر بگذارم.
یک بار به عیب و هنر خویش ندیدم
در جیب و بغل آینه ام زنگ برآورد
هوش مصنوعی: یک بار به خودم نگاه کردم و نه عیبها و نه هنرهایم را در آینه نیافتم؛ احساس کردم که آینه هم از من دور شده و در آن زنگار نشسته است.
در راه وفای تو نه طولیست نه عرضی
شوخی تو فرسنگ به فرسنگ برآورد
هوش مصنوعی: در مسیر وفاداری به تو هیچ محدودیتی وجود ندارد، عشق و محبت تو میتواند فاصلههای بسیار زیادی را پر کند.
این خونشده دل بس که خرابست «نظیری »
در پیش تو نتوانمش از ننگ برآورد
هوش مصنوعی: دل من به شدت رنجیده و خراب شده است، به حدی که نمیتوانم جلوی تو از سر شرم آن را برآورم و نشان دهم.