برگردان به زبان ساده
بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
صوت بلبل در حریم باغ بی آهنگ بود
هوش مصنوعی: در غیاب تو، پرواز پرندگان در باغچهها محدود و بیروح است و صدای بلبل در این باغ خاموش و بدون ملودی به نظر میرسد.
حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرس
لاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود
هوش مصنوعی: حالت آن باغ پرگلی که من در آن بودم را نپرس، زیرا در هر سنگی که در آنجا بود، لالهها با خون خود آغشته بودند.
بی تو بر چشمم نمک می بیخت باد صبحدم
گرچه مروارید می سایید هر جا سنگ بود
هوش مصنوعی: بدون تو، هر صبح باد بر چشمانم نمک میپاشید، اگرچه در هر جایی که سنگ بود، مرواریدها را میسایید.
سایه مجنون می شد از راهی که من کردم گذر
کز خیالت خیل صد لیلی به هر فرسنگ بود
هوش مصنوعی: سایه مجنون از مسیری که من عبور کردم، به وجود میآمد، چون خیال تو به قدری قوی بود که در هر فاصلهای صدها لیلی را تصور میکردم.
نامه دشمن ملالت بی تو می برد از دلم
آنچه برمی چید زنگ سینه ام را زنگ بود
هوش مصنوعی: دشمن نامهای را میفرستد که نبود تو را یادآور میشود و باعث ناراحتی من میشود. آنچه در دل و سینهام جمع کرده بودم، حالا به خاطر این غم از بین میرود.
گر نمردم از نشاط دیدنت از من مرنج
با نشاطم خصمی و با جان سختم جنگ بود
هوش مصنوعی: اگر من از شادی دیدارت نمیرم، از من خشمگین نشو. با وجود اینکه من شادم، دشمنیام، و جنگیدن با جانم برایم سخت بود.
پیش ازین چندین «نظیری » شورش و مستی نداشت
تا نبودی جام بی ساقی و می بی رنگ بود
هوش مصنوعی: قبل از این، «نظیری» نه شور و شوقی داشت و نه حالت مستی، زیرا نه جامی از شراب بود و نه میای بیرنگ.