برگردان به زبان ساده
پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد
مرقع تا کدامین خار و خارا را به رنگ افتد
هوش مصنوعی: بعد از نه ماه، جشنی در دنیا برپا میشود و مرقع (پارچهای زینتی) به دست میآید. اکنون مشخص نیست که کدام خاری یا سنگی به رنگ خواهد بود.
نخستین جامه بر اندازه حسن تو ببریدند
قبا بر قد سرو از بهر آن کوتاه و تنگ افتد
هوش مصنوعی: لباسی که برای تو دوختند، بهگونهای طراحی شده که با زیباییات همخوانی داشته باشد. اما این پیراهن به خاطر قد و قامت تو کوتاه و تنگ به نظر میرسد، همانطور که قبا برای قد بلند سرو کافی نیست.
به عشق رویت از دل ارغوان و لاله می چینم
شراره لعل گردد مهر خورشید ار به سنگ افتد
هوش مصنوعی: از عشق چهرهات، گلهای زیبایی چون ارغوان و لاله میچینم، اگر اشعههای خورشید بر سنگ بیفتد، آنگاه رنگ لعل مانند سرخی آنها خواهد شد.
فگنده دل خراشی های رنجش خسته و زارم
مباد آیینه را قسمت که در جنگال زنگ افتد
هوش مصنوعی: دلِ دلمند که از درد و رنج آکنده شده و به شدت خسته و ناامید است. نخواهم که سرنوشت آیینه طوری باشد که در اثر آشفتگی و غبار، رنگ و رویش تغییر کند.
پس از وارستگی در قید زلفش تازه افتادم
بتر از نومسلمانی که در قید فرنگ افتد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه از زنجیر زلف او رها شدم، دوباره گرفتار شدم، بدتر از کسی که تازه مسلمان شده و در دامی به نام زندگی اروپایی گرفتار میشود.
ز حسرت سوختم وز شرم دودی برنیاوردم
الهی آتشی در خانه ناموس و ننگ افتد
هوش مصنوعی: از حسرت و افسوس دلم میسوزد و از شرم نمیتوانم صدایی درآورم. ای کاش آتش و آشوبی به خانهی آبرو و عزت من بیفتد.
ترقی در توجه کم شود عشق مجازی را
به منزل کی رساند؟ مرد را همت چو لنگ افتد
هوش مصنوعی: اگر توجه به مسائل معنوی کاهش یابد، عشق دنیوی به کجا خواهد رسید؟ وقتی که مرد به خودباوری و ارادهاش نرسد، موفقیت برای او دشوار خواهد بود.
تمنای گهر سرگشته ام دارد به دریایی
که در هر گام صد جا راه بر کام نهنگ افتد
هوش مصنوعی: من آرزوی گوهری گرانبها را دارم که در دریایی ناشناخته غرق شده باشد، دریایی که در هر قدم، صد راه برای نهنگ وجود دارد.
جنیبت دار راهند انده و ذوق جهان هم را
نه سوری بی عزا آید نه شهدی بی شرنگ افتد
هوش مصنوعی: زندگی با چالشها و لذایذ خود همراه است و هیچ چیز در این دنیا بدون درد و رنج نیست. خوشیها و شادیها همواره دارای عناصری هستند که تلخی و غم را به یاد میآورند. به عبارت دیگر، هیچ تجربهای کاملاً خالی از مشکل و غم نیست و هر لذتی ممکن است به نوعی با دشواری مرتبط باشد.
همیشه همچو اجزای خط پرگار در کاریم
کجا در دور چرخ و گردش انجم درنگ افتد
هوش مصنوعی: ما همیشه مانند اجزای یک پرگار هستیم که در حال کار هستند و هیچ زمانی از چرخش و حرکت ستارهها متوقف نمیشویم.
«نظیری » بهر حظ تن اسیر نفس گردیدی
چه نصرت در گذرگاهی؟ که آهو با پلنگ افتد
هوش مصنوعی: به خاطر لذتبردن از زندگی، به بردگی نفس خود درآمدی. در چنین حالتی، چه پیروزیای میتواند به دست آید؟ زمانی که آهو در چنگال پلنگ گرفتار شود.