برگردان به زبان ساده
آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
وان کافر بیگانه به من خویش برآمد
هوش مصنوعی: در نهایت، آن شخص زاده و همکیش من به من نزدیک شد و آن کافر بیگانه هم احساس نزدیکی و ارتباط با من کرد.
نیش سیهم گرچه نمود آن صف مژگان
نوشین نگهی از عقب نیش برآمد
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی چشمانش بر دل تاثیر میگذارد، اما نیش زهرآگین لبی که در پس این زیبایی پنهان است، به همان اندازه خطرناک و آسیبزننده است.
چشمش ز کمان خانه ابرو به من انداخت
هر تیر که چالاکتر از کیش برآمد
هوش مصنوعی: چشمانش با هنر و زیبایی، همچون کمانی به سمت من نشانه رفته و هر نگاهش همچون تیری سریع و دقیق به قلب من میرسید.
اقبال دو گیتی به کلاه نمدی بود
دیهیم شه از خانه درویش برآمد
هوش مصنوعی: دولت و خوشبختی در دو جهان به کلاه نمدی یعنی به سادگی و خلوص مرتبط است، زیرا تاج پادشاهی از خانه یک درویش خارج شده است.
کامی که به شمشیر و سنان دیر برآید
از دیده خونین و دل ریش برآمد
هوش مصنوعی: کامی که دیر به وسیلهی شمشیر و نیرومندی به دست آید، باعث میشود که چشمان انسان از شدت درد و دلش از غم پر شود.
بر خلق نگردید گران هر که درین بزم
پس از همه رفت و ز همه پیش برآمد
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مجالس و مهمانیها، بعد از دیگران وارد (بزم) میشود و قبل از همه خارج میشود، بر دیگران بار سنگینی نمیافکند.
دیدیم ز سر تا قدمش حسن و شمایل
لیک از همه خوبیش وفا بیش برآمد
هوش مصنوعی: ما از سر تا پا زیباییهای او را دیدیم، اما از همه چیز مهمتر وفای او بود که به چشم میخورد.
دادیم به جان منصب هم رازی جانان
دل نیز دوروی و غرض اندیش برآمد
هوش مصنوعی: ما به خاطر مقام و منصب، جان خود را فدای راز دل محبوب کردیم، اما در عوض، دلنواز و دلسوزی نیز در کار نیست و فقط به اهداف خود فکر میکنند.
سامان نشد از سعی خرد کار «نظیری »
دیوانه شد و از خود و از خویش برآمد
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش عقل و تدبیر، کارها به سامان نرسید و همین باعث شد که «نظیری» دیوانه شود و از خودش و ویژگیهایش فاصله بگیرد.