برگردان به زبان ساده
باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
ورنه کس را به من و بودن من کار نبود
هوش مصنوعی: تنها چیزی که باعث رانده شدن من از جمع دوستانه شد، shame و عیب بود، وگرنه هیچکس به من و وجودم اهمیتی نمیداد.
تا شدم از تو جدا تفرقه پامالم کرد
دولت آن بود که این فرقت دیدار نبود
هوش مصنوعی: زمانی که از تو جدا شدم، جدایی باعث شد که همه چیز به هم بریزد. آن وضعیتی که اکنون دارم، به خاطر این جدایی است که دیگر نمیتوانم تو را ببینم.
همه آسان ز جدایی تو مشکل گردید
هیچ دشوار به دیدار تو دشوار نبود
هوش مصنوعی: همه چیز به خاطر جدایی تو سخت و پیچیده شده، اما دیدن تو هیچ وقت دشوار نبود.
به بدی در همه جا نام برآرم که مباد
خون من ریزی و گویند سزاوار نبود
هوش مصنوعی: من در هر جا به بدی یاد میکنم تا مبادا خونم بیدلیل ریخته شود و کسی بگوید که این کار سزاوار نیست.
ناله از بهر رهایی نکند مرغ اسیر
خورد افسوس زمانی که گرفتار نبود
هوش مصنوعی: پرندهای که در قفس گرفتار است، هرگز نمیتواند با ناله کردن به آزادی برسد و دریغ میخورد که چرا در زمانی که آزاد بوده، قدر آن را ندانسته است.
عشقم از سود و زیان دو جهان فارغ کرد
از چه کارم به همه عمر همین کار نبود
هوش مصنوعی: عشقم باعث شد که از نگرانیها و دغدغههای دنیا بگذرم و تنها مشغول به عشق بشوم، به طوری که هیچ کار دیگری جز این عشق در تمام عمرم برایم اهمیتی نداشت.
خوش دلی کرد «نظیری » برش امشب خالی
صد سخن گفت که شایسته اظهار نبود
هوش مصنوعی: امشب «نظیری» با دل خوش، در باری از فلسفه و شعر صحبت کرد، اما آنچه گفت به اندازهی کافی خوب و شایسته نبود و حرفهای زیادی داشت که باید مطرح میکرد.