برگردان به زبان ساده
جمال ساقی ما در ضمیر لاله گذشت
که لاله را می لعل از سر پیمانه گذشت
هوش مصنوعی: زیبایی نوشنده ما در درون گل لاله تأثیر گذاشته است، به طوری که گل لاله، رنگ لعل را از بالای جام نوشیدنی به دست آورده است.
در آن شمایل موزون نگر که هرکس دید
به حسن و معنی صد دفتر و رساله گذشت
هوش مصنوعی: به زیباییهای ظاهری و باطنی او نگاهی بینداز که هر کسی که او را ببیند، تمام کتابها و نوشتهها را فراموش میکند.
به قصد ضبط نگه، چین بر ابروان انداخت
ولی نشد، که کمند از سر غزاله گذشت
هوش مصنوعی: او برای اینکه زیباییاش را بیشتر کند و توجه را جلب کند، ابروانش را به حالت چین درآورد، اما در نهایت نتوانست که زیباییاش را به گونهای به نمایش بگذارد که مانند دامنی برای گل، جذاب و فریبنده باشد.
به طعنه از بر ما غافلان فارغ دل
چنان گذشت که بر دشت لاله ژاله گذشت
هوش مصنوعی: آنها به ما طعنه میزنند و از ما غافلاند و ما نیز بیخبر از این حرفها به آرامی میگذریم، همچنان که بر دشت پر از گلهای لاله و شبنم میگذریم.
دلم ز حرص سؤال از لبش جواب نیافت
چو آن گدای سراسیمه کز نواله گذشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر حرص و طمع، از لب او جوابی نیاورد. انگار که مانند گدای مضطربی هستم که از کنار لقمهای غذای خوشمزه گذشته است.
سپهر هرچه کند روزیت به خشم مرو
که روی بختم از آن گشت کز حواله گذشت
هوش مصنوعی: هر چیزی که سرنوشت برای تو رقم بزند را با ناراحتی و خشم نپذیر، زیرا سرنوشت من از دوران سختی گذشته و به خوبی رسیده است.
دوساله دردکش دیر بوده ام عجب است
که شصت ساله توان از می دو ساله گذشت
هوش مصنوعی: مدت دو سال است که در رنج و درد بودهام. بعید است که فردی با شصت سال سن بتواند از شراب یک دو ساله گذر کند.
سری ز قلقل مینا برون نیاوردم
اگرچه عمر به تحقیق این مقاله گذشت
هوش مصنوعی: من به هیچ نتیجهای دربارهٔ راز دلنشین مینا نرسیدم، هر چند سالها در این تحقیق کوشیدم.
جفا نماند ز پندار خود چو وارستم
بیا که کار «نظیری » ز آه و ناله گذشت
هوش مصنوعی: اکنون که از فکر و خیال خود رها شدم، بیا که کار «نظیری» از درد و شکوه فراتر رفته است.