برگردان به زبان ساده
شب از فسانه ام ز جنون خانه پر شدست
وز گریه ام دیار ز ویرانه پر شدست
هوش مصنوعی: شب به خاطر داستانها و افسانههای من از جنون پر شده است و به دنبال اشکهایم، سرزمینم مملو از ویرانی شده است.
زان طره کی شکایت آشفتگی رسد
ما را که زلف او چو کف شانه پر شدست
هوش مصنوعی: از آن موهای زیبا که باعث آشفتگی احوال ماست چه شکایتی میتوان کرد، وقتی که خود زلفش مانند کف شانه پر شده است.
ترسم به لاله و سمن او زیان رسد
طرف چمن ز سبزه بیگانه پر شدست
هوش مصنوعی: میترسم لاله و سمن در این باغ آسیب ببینند، چرا که چمن به واسطه سبزههای غریبه پر شده است.
افکنده پرده از رخ ساقی نسیم صبح
دیر و حرم ز نعره مستانه پر شدست
هوش مصنوعی: نسیم صبح پرده را از چهره ساقی برداشته و فضای حرم با نعرههای شاد و مستی پر شده است.
بازم به کعبه کیست نه شمع و نه آفتاب
بام و درم ز ذره و پروانه پر شدست
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به کعبه به عنوان یک مکان مقدس است که نه تنها نورانی نیست بلکه تمام فضا پر از ذرات و نوری ناشی از وجود محبت و اُنس است. بام و در این مکان از حضور و شعف موجودات کوچک و عاشق پر شده است. به نوعی میخواهد بگوید که این جا یک فضای پر از نور معنوی و عشق است که احساسات عمیق عاشقانه را در خود جای داده است.
هرگز عطای ساقی ما را کرانه نیست
از تنگ ظرفی است که پیمانه پر شدست
هوش مصنوعی: هرگز پایان و محدودیتی برای بخششهای ساقی ما وجود ندارد، اما این در نتیجه ظرفی است که محدودیت دارد و نمیتواند بیش از حد پر شود.
تنگ است جای بر نفس امشب به خلوتم
یک آشنا نیامده و خانه پر شدست
هوش مصنوعی: امشب در تنهاییام، جایی برای نفس کشیدن ندارم. هیچ آشنایی به دیدنم نیامده و خانهام از این تنهایی پر شده است.
آن شاخ گل به چون تو «نظیری » نمی رسد
دارالشفای شهر ز دیوانه پر شدست
هوش مصنوعی: هیچ گل یا زیبایی مانند تو وجود ندارد، چون دارالشفای این شهر پر شده از دیوانگان و عاشقانی است که به تو مینگرند.