برگردان به زبان ساده
ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی
اوصاف جمال تو ندانند کماهی
هوش مصنوعی: ای حسن، تو مانند آینهای هستی که انوار الهی را منعکس میکند، اما اوصاف زیبایی تو را نمیتوان مانند خودت شناخت.
خوبان جهان جمله چراغند و تو نوری
غلمان جنان جمله غلامند و تو شاهی
هوش مصنوعی: خوبان دنیا مانند چراغهایی هستند که روشنایی میبخشند و تو مثل نوری هستی که همه را تحت تأثیر قرار میدهد. جوانان بهشت همه خدمتگزاران هستند و تو مانند یک پادشاه در میان آنها قرار داری.
در دیدهٔ من راز تو پوشیده نماند
چون مردمک دیده به خون داد گواهی
هوش مصنوعی: در چشم من هیچ چیزی از راز تو پنهان نمانده است، همانطور که مردمک چشم به وضوح در خون نشانهای از حقیقت را نمایان میکند.
گر سوی توام دست دهد نامه نوشتن
ز انگشت قلم سازم و از دیده سیاهی
هوش مصنوعی: اگر به سمت تو بیایم، نامهای مینویسم با انگشتانم و از اشکهایم سیاهکاری میکنم.
چشمم به تو روشن شد و مجلس ز تو گلشن
با شمع بگو تا بنشیند که تو ماهی
هوش مصنوعی: چشمم به زیبایی تو روشن شد و حالا مجلس به خاطر تو مانند گلستانی شده است. بگو که با شمع بنشین تا تو را ببینم، زیرا تو همچون ماهی درخشانی.
از کوی تو من باز نیایم به ملامت
دُردی کش عشق تو نترسد ز مناهی
هوش مصنوعی: از محله تو هرگز باز نخواهم گشت، زیرا دیوانگی ناشی از عشق تو، مرا از عیبها و گناهها نمیترساند.
گر جور کنی از تو به سوی تو گریزم
غیر از تو کسی نیست مرا هم تو پناهی
هوش مصنوعی: اگر به من ظلم و ستم کنی، از تو فرار میکنم، ولی به جز تو کسی دیگر نیست که به او پناه ببرم، پس فقط تو میتوانی که به من پناه بدهی.
از دیدهٔ ناصر نشود نقش تو غایب
خوش چشمهٔ آبیست که دارد چو تو ماهی
هوش مصنوعی: چشم ناصر هیچگاه نمیتواند تصویر تو را نادیده بگیرد. تو مانند چشمهٔ زلالی هستی که در آن ماهی زیبا شناور است.