برگردان به زبان ساده
راضی نمیشوم ز وصالت به گفت و گوی
برخاستم چو باد درین ره به جستجوی
هوش مصنوعی: من به وصالت راضی نیستم و از صحبتکردن بیرون آمدم، مانند باد که در این مسیر به جستوجو میپردازد.
چون گل وجود من همه برباد میرود
تا همچو غنچه یافت مشام دل از تو بوی
هوش مصنوعی: وجود من مانند گلی است که همهچیزش در حال نابودی است و تنها زمانی که همچون غنچهای باشم، میتوانم از عطر تو برای دل خود بهرهمند شوم.
چشمم ز آرزوی تو در آب غرقه شد
باشد خیال تو بنماید در آب روی
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر آرزوی تو در آب غوطهور شد، باشد که تصویر تو در آب نمایان شود.
من سر همینهم تو اگر پای مینهی
فرقی نکردهام ز سر خویش و خاک کوی
هوش مصنوعی: من به خودم میگویم که تو هر کاری کنی، برای من تفاوتی ندارد. حالا که من درگیر مشکلات خودم هستم یا در جستجوی راهی هستم، همچنان به عشق و یاد تو میپردازم.
هر لحظه خوشترست میانت به چشم من
هر چند نیست خوش که در آید به دیده موی
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو در چشم من زیباتری، حتی اگر زیباییات به چشمم نیاید.
آن دم که گریم از غم روی تو هایهای
دوزخ ز سوز سینه در آید به های و هوی
هوش مصنوعی: زمانی که از غم دیدن تو به گریه میافتم، آه و فریادهای من چنان آتشین و سوزان است که حتی صدای دوزخ هم به گوش میرسد.
ناصر خیال قامت آن سرو نازنین
از آه دل طلب کن و از آب دیده جوی
هوش مصنوعی: ناصر، با دلbroken و اشکهای ریخته شدهات، جویای قامت آن سرو دلبر باش.