برگردان به زبان ساده
در وفا من بر رهم، ای بیوفا بیره توئی
بی قسم باور نخواهی داشتن، بالله توئی
هوش مصنوعی: من در وفاداری ام ثابت قدم هستم، اما تو که بیوفایی، هیچ راهی نداری. تو هرگز نخواهی توانست به قولی که میدهی وفا کنی، به خدا قسم، تو همینطوری هستی.
میروی چون ماه، جانم تیره میماند چو شب
بی رخت نور از که یابد جان من، چون مه توئی
هوش مصنوعی: تو مانند ماه میروی و حال آنکه روح من در absence تو همچنان تاریک میماند. در این ظلمت شب، کسی نیست که به من نوری بدهد؛ زیرا تو همانند ماهی برای جان من هستی.
آنکه بی یادت نیاساید گه و بیگه منم
آنکه نامم را نیارد بر زبان گه گه توئی
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که بدون یاد تو آسایش ندارم، و کسی که نامم را نمیتواند بر زبان بیاورد، تو هستی.
همچو زلف یار ای هجران توئی دور و دراز
وی زمان وصل همچون عمر من کوته توئی
هوش مصنوعی: عشق و جدایی تو مانند زلف یار پیچیده و طولانی است، اما زمان وصال شبیه به عمر من کوتاه و زودگذر است.
آگهش گردان نهانی ای صبا از درد من
زانکه از درد نهانی دایما آگه توئی
هوش مصنوعی: ای باد صبا، به این معشوق بگو که از درد نهانی من آگاه باشد، چون تو همواره از این درد باخبر هستی.
تا چه محنتها که در راهش به پیش آید تو را
در رهم ای بخت سرگردان اگر همره توئی
هوش مصنوعی: بخت سرگردان، اگر تو در مسیر من باشی، چه مشکلاتی که در راه به سراغم نخواهد آمد.
خیمه هر دم ساروان بر چشم ناصر میزند
کاروان دوست را ای دیده منزلگه توئی
هوش مصنوعی: هر لحظه کاروانی که نشان از عشق و دوستی دارد، برای ناصر در حال نمایان شدن است. ای چشم ناصر، تویی که مأمن و محل استقرار این کاروان را مینگری.