برگردان به زبان ساده
تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی میکنی
هر لحظه تا کی عقده را پیوند ماهی میکنی
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی با نگاهت به دور و برم توجه کنی و هر بار درد و مشکلات را بیشتر از پیش برانگیزی؟
از غمزه تیرم میزنی وز طره میبندی کمر
از ترک و هندو هر زمان، عرض سپاهی میکنی
هوش مصنوعی: با چشمان نازایت مرا جریحهدار میکنی و با موهایت کمرم را میفشاری، هر بار از زیباییهات به شکلی زیبا و دلربا سخن میگویی و در قلبم شور و شوقی به وجود میآوری.
هر دم خیالی میشوی وز دل به چشمم میروی
سیلاب خون را در دلم از دیده راهی میکنی
هوش مصنوعی: تو هر لحظه به نوعی در ذهن من حضور داری و از دل به چشمانم میروی. با این کار، احساسات عمیق و دردناک من را زنده میکنی و اجازه میدهی که احساساتم از چشمانم بیرون بریزد.
گه از زنخدان میکشی خطی ز مشک غالیه
بر قصد خون بیدلان هر لحظه چاهی میکنی
هوش مصنوعی: گاه از لب و صورتت لکهای به رنگ مشک میزنی که انگار برای دلشکستگان هدیهای است. بهنوعی هر لحظه عمیقتری در عشق میکنی.
از تیرگیِ روی خود شرمندهام ای آینه
خود را برابر از چه رو با رو سیاهی میکنی
هوش مصنوعی: به خاطر سیاهی و تیرهگی چهرهام شرمندهام، ای آینه، چرا خودت را با این چهره زشت من نشان میدهی؟
از بس که از دمهای تو بیتاب گردد آن صنم
ای عاشق بی عاقبت هرگه که آهی میکنی
هوش مصنوعی: از سر شوق و انتظار تو دل آن محبوب بیقرار میشود و هر بار که تو آه و نالهای سر میدهی، او هم تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
گر خون ناصر بیگنه ریزان همیخواهد دلت
من عذر خواهم میشود گر تو گناهی میکنی
هوش مصنوعی: اگر خون ناصر بیگناه ریخته شود و دل تو همچنان خواستار آن باشد، من عذرخواهی میکنم، چرا که این ممکن است به خاطر گناه تو باشد.