برگردان به زبان ساده
ای ماه اگر به روزن او سر فروکنی
آن آفتاب گم شده را جستجو کنی
هوش مصنوعی: ای ماه، اگر از روزنه به داخل بیایی و سرت را پایین بیاوری، آنگاه میتوانی آفتاب گمشده را پیدا کنی.
در پاش اوفتی و نهی روی بر زمین
وانگه نگه به جانب آن ماه رو کنی
هوش مصنوعی: پای تو بر زمین افتاد و رخسارت بر زمین افتاد. سپس نگاهی به آن ماه میکنی.
چون افکنی نظر سوی آن گوشههای چشم
سر در میان حلقهٔ هر تار مو کنی
هوش مصنوعی: وقتی نگاهت را به آن بخشهای خاص چشمانش بیندازی، در میان حلقههای هر تار مویش، غرق میشوی.
بینی دل مرا و سپاری به زلف یار
جمعیتی به حال پریشان او کنی
هوش مصنوعی: چشمانت دل مرا میبیند و با زلف یار، جمعیتی از اندوه او به وجود میآوری.
تا گرد این محال نگردی در این محل
گر باشدت مجال هم این گفتگو کنی
هوش مصنوعی: اگر در این مکان، فضای مناسب برای گفتوگو پیدا کنی، باید دور این مشکل بچرخید و از آن عبور کنی.
کای سرو نانشسته دمی درکنار ما
هر لحظه آب روی مرا آب جو کنی
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای ایستاده، برای یک لحظه هم که شده کنار ما بیا و به من کمک کن تا در هر لحظه که به دیوانگی میرسم، آب بر روی آتش دل من بریزی و به آرامش برسانی.
دارم امید آنکه لبم بر لبت رسد
روزی که کاسهٔ سر ناصر سبو کنی
هوش مصنوعی: به آینده امیدوارم که روزی لبم به لبت برسد، روزی که تو از کاسهٔ سر ناصر مینوشی.