برگردان به زبان ساده
پیک صبا اگر چه رنجور و ناتوانی
پیغام ما بگوئی آنجا اگر توانی
هوش مصنوعی: ای پیک نسیم، هرچند که ضعیف و ناتوان هستی، اگر میتوانی، پیام ما را برسان.
یکران باد پا را، از پویه در تک آور
روزی مگر بر آن در، رمزی دو بازرانی
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باشید که پا به سوی دوردستها بگذارید و در حرکت باشید، شاید روزی به در خاصی برسید که در آنجا دو نفر بازرگان رموزی را با خود دارند.
گر باشدت مجالی بردار نقش از رخ
تا نامه در دل شب از نور شمع خوانی
هوش مصنوعی: اگر فرصتی داری، از زیباییهای چهرهات استفاده کن و در دل شب با نور شمع نامهای را بخوان.
ترسم که باز گوهر از شرم آب گردد
گر ماجرای چشمم در گوش او رسانی
هوش مصنوعی: نمیخواهم داستان چشمانم را برای او بگویی، زیرا میترسم که از شرم، دُرّ گرانبها به آب تبدیل شود.
با زلف او بخوانی پیغام دل مطول
یا مختصر بگوئی با لعل او نهانی
هوش مصنوعی: میتوانی با زیبایی و شگفتی موی او پیغام دل خود را بیان کنی، چه به طور مفصل باشد و چه به صورت مختصر، یا با لبهای نیلی او به صورت پنهانی حرف بزنی.
بگذر سبک از آن در تا گرد برنخیزد
زیرا که در نگنجد با نازکان گرانی
هوش مصنوعی: بگذر به آرامی از آن در تا گرد و غبار بلند نشود، زیرا که این در تحمل سنگینی زیباییها را ندارد.
گر همچو بخت بینی در کوی او دلم را
گوی ای جهان روشن از ما چرا جهانی
هوش مصنوعی: اگر مانند بخت و اقبال بدانی که در محله او چه خبر است، به من بگو که چرا این جهان روشن از ماست و چه چیز ما را از آن جدا کرده است.
شرح فراق ما را چون خامه سرسری کرد
پیچیده روی از وی نامه ز خرده دانی
هوش مصنوعی: بیان جدایی ما را به طور سطحی و با بیتوجهی نوشته است، اما از روی ناچاری، او نامهای را با جزئیات اندکی به ما میفرستد.
محرم نگشت نامه با رازم از دو روئی
پنهان نداشت خامه حرفم ز دو زبانی
هوش مصنوعی: نامهام را با راز خود محرمانه نگه داشتم و آن را از دوگانگی دور نگه داشتم. قلم من هیچگونه دورویی و دوگویی را در کلماتم ندارد.
ناصر هزار نامه از خون دل روان کرد
چون باد از لطافت، چون آب از روانی
هوش مصنوعی: ناصر از عمق دلش هزاران نامه را روانه کرد، همانطور که باد با لطافت و استحکام حرکت میکند، و مانند آب که به راحتی جاری میشود.