برگردان به زبان ساده
روی دربست به ما ابرویت از پیشانی
ماه را نیست چنان روی و چنین پیشانی
هوش مصنوعی: چهره زیبا و ابروی تو که بر ما افتاده، به هیچوجه قابل مقایسه با زیبایی پیشانی ماه نیست. چنین چهرهای و این ابرو، واقعاً بینظیر است.
قاصدی نیست که در گوش من از بیم رقیب
برساند ز دهانت سخن پنهانی
هوش مصنوعی: کسی نیست که از ترس رقیب به من بگوید چه چیزهایی را در دهن داری.
نام تو ورد زبان است مرا در همه حال
من تو را خوانم اگر چه تو مرا میرانی
هوش مصنوعی: نام تو همیشه بر زبانم است و در هر شرایطی، من تو را صدا میزنم، حتی اگر تو مرا نرنجانی یا دوری.
جان به سودای وصال تو متاعیست گران
میسپاریم روانی که به جان ارزانی
هوش مصنوعی: جان من به امید رسیدن به تو، همچون کالای با ارزشی است. ما روحی را که به جان خود اختصاص دادهایم، به تو میسپاریم.
تا تو برخاستهای آتش ما ننشیند
بنشینی تو مگر آتش ما بنشانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو بیدار و فعال هستی، آتش درون ما خاموش نمیشود. فقط وقتی میتوانی ما را آرام کنی که خودت آتش درون ما را خاموش کنی.
گر میان تن و جان رسم جدائی باشد
غم نباشد که تو پیوسته میان جانی
هوش مصنوعی: اگر بین جسم و روح جدایی وجود داشته باشد، دغدغهای نیست چون تو همیشه در دل من هستی.
من اگر کنه کمال تو ندانم، دانم
که تو دانائی و نادانی ما میدانی
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به عمق کمال تو پی ببرم، اما میدانم که تو عالم به همه چیز هستی و نادانی ما را نیز میدانی.
در سماعی که به چرخ آئی ای ماه از مهر
آستینی چه شود گر سوی ما افشانی
هوش مصنوعی: ای ماه، وقتی به رقص و چرخش میآیی، اگر باری از محبت و صفا را به سوی ما بگستری، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
باد رنگین سخن را چو سلیمان ناصر
خوش همیراند، ای مطرب اگر خوش خوانی
هوش مصنوعی: باد رنگین سخن مانند سلیمان ناصر به زیبایی جریان دارد؛ ای مطرب، اگر به خوبی و با لذت بخوانی.