برگردان به زبان ساده
هیچ دانی که چرا همنفس من بادست
زانکه راز دل من پیش کسی نگشادست
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا همصحبت من همیشه با من است؟ زیرا کسی به راز دل من آگاه نشده است.
ز آب چشمی که به خون جگرش پروردم
ماجرای دل شوریده برون افتادست
هوش مصنوعی: از چشمی که با خون دل خود تغذیهاش کردهام، داستان دل مضطرب و بیتاب من آشکار شده است.
پیش لعلت ز حیا آب شود چشمهٔ خضر
وز نسیمت نفس باد صبا بر بادست
هوش مصنوعی: در مقابل لبهای زیبا و دلربایت، چشمهٔ حیات هم کم میآورد و نسیم ملایم صبحگاهی، قدرت خود را از دست میدهد.
کرد آزادی بالای تو سوسن زانروی
بید لرزان شده و سرو به پا افتادست
هوش مصنوعی: آزادی که به تو بخشیده شده، باعث شده است که سوسن به زیبایی تو بشکفد و بید با لرزش به حالت اعتراض درآید. همچنین، سرو نیز به شکوه تو به زانو درآمده است.
نیکبخت آنکه چنان روی مبارک بیند
ای خوش آن بنده که در دولت و شادی رادست
هوش مصنوعی: سعادتمند کسی است که چهرهی زیبا و فرخندهای را میبیند و خوشا به حال آن کسی که در حال خوشی و نعمت زندگی میکند.
هر جفائی که کند داد نگویم که نداد
ور ز لعلت ندهی داد دلم بیدادست
هوش مصنوعی: هر آسیب و ظلمی که به من بکنی، نگو که انجام ندادی. اگر از لبت هم چیزی ندهی، دل من از بیعدالتی پر شده است.
همه از خامهٔ نقاش ازل حیرانند
زانکه در نقش رخت داد نکوئی دادست
هوش مصنوعی: همه به خاطر تصویر زیبای تو شگفتزده هستند، زیرا این تصویر از قلم نقاش سرنوشت به وجود آمده و تو را در نهایت زیبایی و نیکی به نمایش گذاشته است.
در جهان دل به غم هندوی زلفت بستم
خرم آن کز غم و شادی جهان آزادست
هوش مصنوعی: در این دنیا، علاقهام به غم زلفهای توست. من شاد و آزاد هستم، زیرا دلمشغولی من به غم و شادیهای دنیوی نیست.
یکدم از هر دو جهان قطع نظر کن ناصر
مرد آن است که دل بر دو جهان ننهادست
هوش مصنوعی: لحظهای از همه چیز و هر دو دنیا غافل شو؛ انسان واقعی کسی است که دل به این دو جهان نبسته باشد.