برگردان به زبان ساده
درمان درد عاشقی پرسیدم از صاحبدلی
گفتا که چاره عشق را، صبر است یا آوارگی
هوش مصنوعی: برای درمان درد عشق، از یک آدم با تجربه پرسیدم. او به من گفت که راه حل عشق یا صبر است یا در آوارهگی و سرگردانی.
چون خاک بودم بر درت، عمری ملازم آن زمان
منزل به منزل میروم، چون ماه در سیّارگی
هوش مصنوعی: من در گذشته همچون خاکی در درگاه تو بودم و همیشه در کنار تو زندگی کردم. حالا مثل ماه که در آسمان به دور خود میچرخد، در سفر و گردش هستم.
بی من تو خود با دیگران، مینوشی و عشرت کنی
باری منم در هجر تو، افتاده در خونخوارگی
هوش مصنوعی: بدون من تو با دیگران خوشی و لذت میبری، اما من در جداییات، غم و اندوه و دردی عمیق را احساس میکنم.
دیشت نمودی رخ به مه، مه را ز غم دل پاره شد
تا چند خواهد بودنت این شوخی و مهپارگی
هوش مصنوعی: دیشب به ماه رویت را نشان دادی، ماه از غم دل شکسته شد. تا چه زمانی میخواهی با این بازی و بیاعتنایی، دل مرا بپری؟
گر پرده برداری ز رخ، روشن شود عالم ولی
همچون مگس گرد شکر، غوغا کند نظارگی
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را آشکار کنی، همه جا روشن و واضح خواهد شد، اما مانند مگسی که دور شکر میچرخد، فقط سر وصدا و حاشیهسازی خواهد کرد.
هر بار در موج بلا ناصر همی زد دست و پا
اکنون نمیداند دوا، چون غرقه شد یکبارگی
هوش مصنوعی: هر بار که در مشکلات و سختیها به کمک و حمایت میافتاد، دست و پا میزد تا خود را نجات دهد، اما اکنون که یکباره غرق شده، نمیداند چه راه حلی را باید در پیش بگیرد.