برگردان به زبان ساده
خلاف عهد نکردم به حسن عهد تو یارا
خلاف عهد تو کردن مرا چه زَهره و یارا
هوش مصنوعی: من به عهد و پیمان تو وفادار ماندهام، اما برخلاف عهد تو چگونه میتوانم عمل کنم و چه جرأت و قدرتی برای این کار دارم؟
اگر ز زلف تو دستم رسد به حلقهٔ کعبه
به آب زمزم دیده صفا دهیم صفا را
هوش مصنوعی: اگر بتوانم به زلف تو دسترسی پیدا کنم، حتی در نزدیکترین مکان مقدس، یعنی کعبه، با آب زمزم چشمانم را صاف و پاک میکنم.
هزار نکتهٔ شیرین به وعده از لب لعلت
شنیدهایم ولیکن ندیدهایم وفا را
هوش مصنوعی: هزاران نکتهٔ دلنشین از سخنان شیرین تو شنیدهایم، اما هرگز وفا و صداقت را ندیدهایم.
اگر به دست رسولی تحیتّی بفرستی
به حق آنکه کریمی خودآی بهر خدا را
هوش مصنوعی: اگر به دست پیامبری سلامی بفرستی، حق آن را که خود را کریم میداند، حفظ کن و به خاطر خدا این کار را انجام بده.
خیال آن لب و دندان نشسته است به چشمم
به لعل و درّ بود آری همیشه چشم گدا را
هوش مصنوعی: تصویر آن لب و دندان در ذهنم نشسته، مانند لعل و مروارید است. بله، همیشه چشم یک درخواستکننده اینچنین است.
نخست تیر که زد غمزهٔ تو بر دل ریشم
هلاک بود و لیکن قضا نبود قضا را
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه عاشقانهات مثل تیر به قلب من اصابت کرد، باعث مرگ من شد. اما این سرنوشت مقدر نبود و مقدر باید چیز دیگری باشد.
شب دراز به سر گرد آستان تو رفته است
سحر به کوی تو رفتن مجال نیست صبا را
هوش مصنوعی: شب طولانی به انتظار در آستان تو گذشت و صبح زود که میخواست به کوی تو بیاید، برای نسیم جا نیست.
اگر چو ذره هوائی شوم ز پرتو مهرت
کمینه مهر نگوید مساز تیره هوا را
هوش مصنوعی: اگر مانند ذرهای از هوای عشق تو شوم، حتی کوچکترین مهر و محبت را نمیتوانم به تاریکی و ناامیدی بگویم.
همیشه نرگس مستت بود به دیدهٔ ناصر
چرا به چشم نیاری تو آب دیدهٔ ما را
هوش مصنوعی: همیشه نرگس (گل نرگس) زیبای تو در نظر ناصر به چشم میآید، چرا تو به اشکهای ما توجه نمیکنی؟