برگردان به زبان ساده
لطف بود که سهو من، بینی و خط بر او کشی
چون خط مشکبار خود، خط مرا نکو کشی
هوش مصنوعی: اگر خطای من را ببینی و بر آن توجه کنی، همانطور که به خط خوش و زیبا نگاه میکنی، به خط من هم نیکی و زیبایی ببخشی.
خون هزار بی گنه، ریختهای به هر مژه
چند سپاه فتنه را، دو صفه رو به رو کشی
هوش مصنوعی: به خاطر هر مژهای که تو فرود میآوری، خون هزاران انسان بیگناه به ناحق ریخته میشود و تو با دو گروه دشمن روبرو خواهی شد.
ور ز بلندی فلک، مهر مفاخرت کند
دست به جیب او زنی، سوی زمین فروکشی
هوش مصنوعی: اگر خورشید از بلندای آسمان به فخر و عظمت بپردازد، تو با دست به جیب او بزن و او را به سمت زمین بیاور.
من چو گل از هوای تو، جامهٔ صبر میدرم
غنچه صفت چرا ز من، پرده به پیش رو کشی
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که منتظر توام و در حال تحمل صبر. چرا با وجود اینکه من مانند یک غنچهام، پرده را بر روی خود میکشی و اجازه نمیدهی که ظهور کنم؟
میروم از جهان اگر، درد سریست از منت
حیف بود برای ما، طعنهٔ پندگو کشی
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که از دنیا بروم، به خاطر این است که منت کسی بر گردنم باشد. برای ما این کاملاً نادرست است که به خاطر پند و نصیحت دیگران، مورد تمسخر قرار بگیریم.
مشک سیاه رو شود، هندوی خاک پای تو
گر تو ز چین زلف خود، حلقه به گوش او کشی
هوش مصنوعی: اگر مشک سیاه نمایان شود و محبوب هندویی که در خاک پای تو است، اگر تو با حلقهای از زلف خود او را به گرفتار کنی، چه خواهد شد؟
زود که کاسهٔ سرت، جام جهان شود
ناصر اگر به پای خم، بر سر خود سبو کشی
هوش مصنوعی: اگر خیلی زود به دنبال دنیا و لذتهای آن باشی، مثل این است که بر روی سرت جامی از تجربیات و مشکلات بگذاری. ناصر، اگر در کنار میخانه و شراب به خودت نگاهی بیندازی، ممکن است نتیجهاش دردسرهایی برای تو شود.