برگردان به زبان ساده
مختار نبودم که فتادم ز تو دوری
درماندهام ای دوست به هجران ضروری
هوش مصنوعی: من اختیار نداشتم که از تو دور شوم، ای دوست. به خاطر این جدایی، درمانده و بیتابم.
بیرون مرو از سینهٔ بیکینه که جانی
غایب مشو از دیدهٔ غمدیده که نوری
هوش مصنوعی: از دل بدون کینه خارج نشو، زیرا که جانِ دوست از نظر پنهان است. به خاطر دل غمگین، از دیدن آن نور غافل نشو.
هر نامهٔ موزون که به سوی تو نوشتم
از مشک کشیدم رقمی بر گل سوری
هوش مصنوعی: هر شعری که برای تو نوشتم، با عشق و محبت گلی به رنگ گل سرخ را با عطر مشک مزین کردهام.
مضمون همه این بود که ما تشنهٔ شوقیم
عنوان همه این بود که از ما تو نفوری
هوش مصنوعی: همهی این موضوعات به این اشاره داشت که ما در انتظار عشق و شوق هستیم و همچنین نشاندهندهی این است که تو از ما خوشنمیآیی.
ای آنکه دلت را هوس حور و قصور است
دیدار طلب کن که تو در عین قصوری
هوش مصنوعی: ای کسی که آرزوی حور و قصر در دلت جان گرفته است، به دنبال دیدار برآی، زیرا خودت در حالتی از نقص و کمبود قرار داری.
مجنون شدم از غایت بی صبری و در عشق
دردا که مرا نیست دوا غیر صبوری
هوش مصنوعی: به خاطر شدت بیصبریام دیوانه شدهام و در عشق حسرت میخورم که درمانی جز صبوری برای من وجود ندارد.
دوشینه خیال رخ او گفت که ناصر
نزدیک شدی با عدم از محنت دوری
هوش مصنوعی: دیشب در خیال چهره او به من گفت که ناصر، تو به عدم نزدیک شدهای و از درد و رنج دوری میکنی.