برگردان به زبان ساده
ای که در دیده خیال تو کند پردهدری
تا کی از دیدهٔ صاحبنظران پرده دری
هوش مصنوعی: شما که در ذهن دیگران تصویری خاص از خود را به نمایش میگذاری، تا کی میخواهی از نگاه کارشناسان و صاحبنظران پنهان بمانی؟
باز آیم ز همه گر ز درم باز آئی
بگذرم از سر خود گر ز سرم بر گذری
هوش مصنوعی: اگر از دور برگردی و به سراغم بیایی، حتی اگر به خاطر تو جانم را هم بدهدم، برایت گذشت میکنم.
گفتهای دل مده از دست و نظر با خود دار
نظرم پیش تو خود نیست، تو پیش نظری
هوش مصنوعی: تو گفتهای که دل را از دست نده و نظر را با خودت نگهدار. در حالی که من هیچ نگاهی به تو ندارم، اما تو دائماً در نظر من هستی.
خبر بی خبران بر همه آفاق رسید
تو هنوز از خبر بی خبران بیخبری
هوش مصنوعی: خبر از بیخبران به همه جا رسیده است، در حالی که تو هنوز از آن بیخبری.
جان سپر ساختهام پیش خدنگ چشمت
در جهان نام برآوردهام از جان سپری
هوش مصنوعی: من برای چشمانت جانم را به عنوان سپر قرار دادهام و در این دنیا نامی شناخته شده برای خود ساختهام.
پاک گشتیم چو آئینه ز خود هر وقت
که به خود شیفته گردی به سوی خود نگری
هوش مصنوعی: هر زمان که خود را از خودخواهی و خودپسندی خالی کنیم، مانند آینه پاک و روشن میشویم. بنابراین، وقتی به خودمان مینگریم، بهتر است که به ویژگیهای مثبت و واقعیمان توجه کنیم و به خودشیفتگی دچار نشویم.
ای صبا در سر زلفش مرو و جان مطلب
که همه وقت از آن دام بلا جان نبری
هوش مصنوعی: ای نسیم، از گیسوی او دور نشو و جانت را طلب نکن، چرا که هر لحظه در این دام سرنوشت خطرناک میتوانی جانت را از دست بدهی.
من چو بلبل به فغان آمدم از شوق ولی
برگ فریاد ندارد گل صد برگ تری
هوش مصنوعی: من مانند بلبل از شوق به ناله و فغان درآمدم، اما گل صدبرگ نمیتواند فریاد بزند و به شور و شوق من پاسخ دهد.
دوش در خون شده خار مژهٔ ناصر دید
از حسد لرزه بر افتاد به برگ طبری
هوش مصنوعی: شب گذشته، هنگامی که چشم ناصر به خون خاری افتاد، از حسد لرزشی به او دست داد که مانند برگهای درختان طبرستان بود.