برگردان به زبان ساده
جانا اگر به تنها، داری سر جدائی
با ما چو صبح یکدم، از مهر خوش بر آئی
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر در تنهاییات احساس جدایی از ما را میکنی، همچون صبح که با یک دم خوش از عشق و محبت کنار میآید، تو نیز میتوانی با ما خوشدل باشی.
ابرویِ تو زهی چشم، در روی ما به شوخی
زه میکند کمان را، پیوسته در جدائی
هوش مصنوعی: ابروی تو مانند چشمی زیباست و بر چهرهام به طرز شوخی همچون کمانی که زه آن کشیده شده، درد جدایی را احساس میکنم.
آن به که همچو ذره یابم هوای مهرت
تا کی چو گرد گردم، سرگشته و هوائی
هوش مصنوعی: بهتر است که من دل باختهات شوم و مانند ذرهای در عشق تو بگردم، زیرا دائماً در جستجوی محبت تو هستم و سرگردان و حیران میباشم.
با باد صبح گفتم: پیغام بر خدا را
او نیز در نگنجد آنجا که تو خودآئی
هوش مصنوعی: با باد صبح صحبت کردم و به او گفتم: پیام خدا را به او برسان. اما این پیام در جایی که تو خودت حضور داری، نمیگنجد.
بادا اگر ز بلبل، گوئی به گل پیامی
بادا دم شما را در پیش او روائی
هوش مصنوعی: اگر بلبل برای گل پیامی آورده باشد، پس باشد که دم شما را در حضور او ببرم.
رعد از زبان دریا، در گوش قطره گوید
چون ما گذر زمانی، هان گر حریف مائی
هوش مصنوعی: صدای رعد از دریا پیام میدهد به قطرهای که میگوید: وقتی ما از زمان گذر میکنیم، آیا تو نیز همنشین ما هستی؟
ناصر شود چو خسرو، آشفتهٔ جمالت
گر باشدت چو شیرین، با خشم آشنائی
هوش مصنوعی: اگر ناصر به مانند خسرو باشد، و تو با زیباییات به اندازهآشفتگی درآیی، مانند شیرین که با خشم آشناست.