برگردان به زبان ساده
گر دل فنا شد راضیام، کارامِ در جان کردهای
معمور دار این خانه را، کاین بقعه ویران کردهای
هوش مصنوعی: اگر دل من نابود شود، راضیام، چون تو در جانم کار کردهای. این خانه را آباد نگهدار، زیرا تو این مکان را ویران کردهای.
یک روز در صبح ازل، برقع ز رویت باز شد
هر ذرهای را در هوا، خورشید تابان کردهای
هوش مصنوعی: در یک صبح ازل، پوشش از چهرهات کنار زده شد و هر ذرهای در فضا را به نور خورشید روشن کردهای.
هرکس که میبیند تو را، جان را روانی میدهد
جان دادن دشوار را، بر خلق آسان کردهای
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را میبیند، زندگی را به او میبخشد و تو در برابر سختیهای جان دادن، برای دیگران آن را آسان کردهای.
نور تجلای رخت، چون سرمه سازد سنگ را
از پرده گر پیدا شود، روئی که پنهان کردهای
هوش مصنوعی: نور زیبایی تو، همچون سرمه، میتواند سنگ را نیز تغییر دهد. اگر پرده کنار رود، چه چهرهای زیبا و پنهانی را نشان خواهی داد!
ناصر خراسان را دگر، با مصر نبود حاجتی
کز خامهٔ چون نیشکر، شکر فراون کردهای
هوش مصنوعی: ناصر خراسان دیگر نیازی به مصر ندارد، زیرا تو با قلمی شیرین و لطیف همچون نیشکر، شکر زیادی به وجود آوردهای.