برگردان به زبان ساده
عکس جان گفتم لبش را، با دلم شد گفت و گو
خاک ره بودم ز اول، کرد اشکم رو به رو
هوش مصنوعی: من در دل به لبهای او اشاره کردم و با دل خودم به گفتگو نشستم. از همان ابتدا در راه او بودم و حالا اشکم نمایان شده است.
از دهانش فاش کن راز وجودم یک به یک
وز تن من گوش کن اسرار زلفش مو به مو
هوش مصنوعی: از دهان او به آرامی افشا کن رازهای وجود من را، و از بدنم به دقت بشنو اسرار زلف او را.
اشک میآید ز چشمم، لاله میروید ز رخ
گل دمد آری، چو آب بخت ما آید به جو
هوش مصنوعی: اشک از چشمانم بیرون میآید و بر روی چهرهام گلهای لاله میروید. بله، وقتی که خوشبختی و روزگار خوب به سراغ ما میآید، همه چیز زیبا و شاداب میشود.
آخر ای بدگو ازین بیهودهگوئی توبه کن
بیدلان را طعنه کمزن، عاشقان را بد مگو
هوش مصنوعی: ای کسی که بد میگویی، از این حرفهای بیفایده دست بردار. به بیدلان طعنه نزن و درباره عاشقان بد نگو.
دست من در دست ساقی باشد و می در سرم
گر فلک از ذرههای خاک من سازد سبو
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که اگرچه ممکن است دنیا و سرنوشت با من سر ستیز داشته باشد و حتی مرا از خاک به یک ظرف تبدیل کند، اما در عوض من در حال لذت بردن از نوشیدن شراب هستم و دستم در دست ساقی است. این تصویر نشاندهنده تمرکز بر لذتهای لحظهای و غفلت از مشکلات و ناملایمات زندگی است.
ای فلک یکدم به گرد مجلس ناصر مگرد
تا دمی یاری به یاری باده نوشد رو به رو
هوش مصنوعی: ای آسمان، لحظهای هم در گرد و غبار مجلس ناصر باقی نمان، تا او بتواند در کنار دوستانش کمی از شراب نوشیده و خوش بگذراند.