برگردان به زبان ساده
دل گرفت از مسجدم، خمار کو
خرقه را آتش زدم، زنار کو
هوش مصنوعی: دل از مسجد گرفته شده است، بیخیال زهد و پرهیزکاری شدم و به آتش کشیدم زهد و لباسهای روحانی را.
غیر نی، کو ناله از ما میکند
همدمی دمساز و خوشگفتار کو
هوش مصنوعی: غیر از نی، چه کسی میتواند نالههای ما را بشنود؟ چه کسی همدمی دارد که با او خوشگفتار باشد؟
در جهان جز باده کاو غمخوار ماست
یار صافی خاطر غمخوار کو
هوش مصنوعی: در این دنیا فقط شراب است که به ما دلداری میدهد، کسی نیست که مانند یار دوستداشتنی و دوستخواه به ما آرامش ببخشد.
محرمی کز سوز بر بالین من
هر شبی چون شمع گرید زار کو
هوش مصنوعی: محبوبی که هر شب به خاطر عشق و غم من، مانند شمع بر بالینم گریه میکند، کجاست؟
از گلستان وفا بوئی کجاست
وز دیار مردمی، دیار کو
هوش مصنوعی: از کجا باید بویی از وفا و صداقت پیدا کنیم و در کجا باید به دنبال مردمی باشیم که دارای این ویژگیها هستند؟
در زمانه هیچ دل بی غم که دید
در جهان یک برگ گل بی خار کو
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس را نمیتوان یافت که در دلش غمی نداشته باشد، درست مانند اینکه نتوان گل بدون خار پیدا کرد.
جان دهد ناصر روان در پای یار
از ره یاری، ولیکن یار کو
هوش مصنوعی: جان ناصر به خاطر عشق و یاری به معشوق خود فدای او میشود، اما چرا خبری از آن یار نیست؟