برگردان به زبان ساده
در سرم سودای عشق است و جنون
وز جنون و عشق گشتم ذوفنون
هوش مصنوعی: در ذهنم افکاری درباره عشق و دیوانگی وجود دارد و از این دیوانگی و عشق به حالتهای مختلفی دچار شدهام.
درد حمله کرد و صبر از ما گریخت
عشق غالب گشت و عقل ما زبون
هوش مصنوعی: درد به ما حمله کرد و ما دیگر نتوانستیم صبر کنیم، عشق بر ما غلبه کرد و عقلمان ناتوان شد.
یک دهان دارم من و صد آه سرد
یک جگر دارم من و صد موج خون
هوش مصنوعی: من فقط یک دهان دارم اما صدای آههای سرد زیادی در دل دارم، و یک قلب دارم که در آن بارها و بارها احساساتی مانند خون در حال جوشیدن است.
دیگ سینه چون همیآید به جوش
آب گرم از دیده میآید برون
هوش مصنوعی: وقتی که دل مانند دیگی به جوش میآید، اشک داغ از چشمها سرازیر میشود.
سوزم از گریه نمیمیرد چه سود
آب از بیرون و آتش از درون
هوش مصنوعی: دلم از غم و اندوه میسوزد و با گریههای من تغییری نمیکند. چه فایدهای دارد اگر آب از بیرون بیاید، در حالی که آتش درونم را میسوزاند؟
روز و شب دردیده نقش روی توست
اشک من ز آنروی آید لالهگون
هوش مصنوعی: در هر لحظه از شب و روز، تصویر چهرهی تو در ذهن من نقش بسته است. اشکهای من به خاطر این تصویر زیبا سرخش شده است.
سرگران شد ناصر از سودای عشق
زان بود دستش به زیر سر ستون
هوش مصنوعی: ناصر از شدت عشق و شوق، به حالت سرگشتگی و گیجی رسیده و به همین دلیل برای آرام کردن خود، دستش را زیر سرش گذاشته و به ستون تکیه زده است.