برگردان به زبان ساده
ساقی می باقی ده، عقل از سر ما کم کن
سرمایهٔ شادی را، قوت دل پر غم کن
هوش مصنوعی: ای ساقی، می باقی به ما بده تا فکر و عقل ما را فراموش کنیم و با این کار، ما را به شادی و سرگرمی بکشانی و غم و اندوه را از دل ما پاک کنی.
از چهره شبستان را، بتخانهٔ چین گردان
وز باده صراحی را، سرچشمهٔ زمزم کن
هوش مصنوعی: از چهرهی شبستان، فضایی زیبا و آرامشبخش بساز و با نوشیدنی، معجونی گوارا که همچون چشمهی زمزم باشد، ایجاد کن.
گَرد در میخانه، در چشم ممالک زن
خاک ره خمّاران، در دیدهٔ عالم کن
هوش مصنوعی: در اطراف میخانه، غبار وجود دارد و در نظر عالم، خاک مسیر شرابفروشان به چشم میآید.
سلطان وجودم را، از می خط عدلی کش
لشگرگه جانم را، بر عشق مسلم کن
هوش مصنوعی: باشگاه وجودم را با نوشیدنی خرد و انصاف پر کن، و سپاه جانم را در محبت و عشق مستحکم ساز.
خورشید جمالت را، در جام لبالب بین
یک جلوهٔ نورانی، در ماه محرم کن
هوش مصنوعی: جمال و زیبایی تو را مانند نوری در یک لیوان پر، در ماه محرم به نمایش بگذار.
از راه کرم روزی، در کوی گدایانت
ما را به قبول خود، بنواز و مکرم کن
هوش مصنوعی: از طریق لطف و محبتت، در محله ی گدایان، به ما محبت کن و ما را مورد احترام قرار بده.
ای مطرب روحانی، وی آیت رحمانی
این جرعه پیاپی خور، وین باده دمادم کن
هوش مصنوعی: ای نوازنده روحانی، ای نشانه رحمت الهی، این جرعه را مکرراً بنوش و این شراب را پیوسته به ما ارائه بده.
در گوش تو میگوید، زلف تو که ناصر را
آشفته و سرگردان، شوریده و درهم کن
هوش مصنوعی: در گوش تو میگوید که زلف تو ناصر را به هم ریخته و او را در حالت آشفتگی و سردرگمی قرار داده است.