برگردان به زبان ساده
بگیر ملک خراب دل و عمارت کن
به تخت ناز نشین، بر بتان امارت کن
هوش مصنوعی: دل و دنیای ویران خود را بگیر و آن را به جایگاهی آبرومند و زیبا تبدیل کن؛ بر کسانی که به زیبایی معروفند، سلطنت کن.
چه حاجت است که خنجر به خونم آلائی
به نوک غمزهٔ خونریز خود اشارت کن
هوش مصنوعی: چرا نیاز است که با خنجر به خونم آغشته شوی؟ کافی است با یک اشاره از نگاه خطرناک و کشندهات، به درد و غم من نشان دهی.
تو را به ملک دل، ای ترک مست، رحمی نیست
به زخم تیر گرفتی، بسوز و غارت کن
هوش مصنوعی: ای دختر ترک مست، تو نسبت به قلب من رحمی نداری. تو زخمهای ناشی از تیر عشق را به دوش میکشی، پس بسوز و ویران کن.
اگر به خاک شهیدان عشق برگذری
مرا که کشتهٔ عشق توام زیارت کن
هوش مصنوعی: اگر به سرزمین شهیدان عشق گذر کردی، به یاد من که در راه عشق تو جان باختم، سری به من بزن.
به نقد حسن دلِ بیدلان به دست آور
کنون که یافتهای مایهای، تجارت کن
هوش مصنوعی: به ارزش زیبایی دلهای دلتنگان توجه کن و حالا که چیزی ارزشمند به دست آوردهای، از آن بهرهبرداری کن و تجارت کن.
مرا ز گرمی دل جان رسیده است به لب
به غمزه نیش زن و دفع این حرارت کن
هوش مصنوعی: عشق و شوق فراوانی در وجود من است که به مرز جانم رسیده است. با ناز و زیباییات میتوانی این آتش درونم را خاموش کنی.
اگر سجود به پیش بتان هوس داری
نخست ناصرا ز ابریق می طهارت کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به بتهای عشق و هوس سجده کنی، ابتدا باید ناصری را با آب پاکیزه بشویی و خود را پاک کنی.