برگردان به زبان ساده
در جگر سوز تو دارم، دم نمییارم زدن
آه، آهی بر سر آن هم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: در دل خود درد و غمی از تو دارم، اما جرات بیان آن را ندارم. حتی نمیتوانم آهی بکشید یا صدایی از خود درآورم.
همدم من آه سرد است، از غم عشقت ولی
ناله از درد تو با همدم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: دوستی من، حسرت و اندوه عمیق است. از غم عشق تو بیصدا نالیدهام، اما هرگز نمیتوانم این درد را با دوستم به اشتراک بگذارم.
هر شب از شمع جمالت تا ابد پروانهوار
دم به دم سوزم ولیکن دم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: هر شب از زیبایی تو مانند پروانهای میسوزم و ذره ذره میسوزم، اما جرات ندارم آن را بیان کنم یا صدایم درآورم.
خواب میترسم که گردد در میان ما حجاب
از خیالت دیده را بر هم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: میترسم خوابی که ببینم باعث شود میان ما فاصله و حجاب ایجاد کند. به همین خاطر، چشمانم را از خیال تو نمیبندم.
گل ز شادی خنده زد در باغ و من از سوز دل
همچو بلبل یک نفس بیغم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: در باغ، گل به خاطر شادی و سرور خود میخندد، اما من از درد دل و غمهایم مانند بلبل نمیتوانم حتی برای یک لحظه بیغم و خوشحال باشم.
با وجودت سرو را در دل نمییارم نشاند
بیرخت با گل دم خرم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: با حضور تو، نمیتوانم سرو را در دل بپرورانم و بدون چهرهات، گل را در باغ شاداب نمیتوانم نگاه دارم.
قصهٔ درد دل ناصر بگفتم با طبیب
گفت دم زین بیش از مرهم نمییارم زدن
هوش مصنوعی: داستان رنج و مشکلاتم را به پزشک گفتم، او گفت که نمیتوانم بیشتر از این برایت کمک کنم.