برگردان به زبان ساده
چند چون غنچه به بوئی ز تو دل خوش کردن
همچو گل چهره به خونابه منقش کردن
هوش مصنوعی: چند بار باید از خوشی و زیبایی تو دلشاد شوم، مانند گل که چهرهاش را به رنگ خون آغشته کرده است.
تا کی ای روی تو مجموعهٔ الطاف اله
حال ما را چو سر زلف مشوش کردن
هوش مصنوعی: تا کی ای چهرهٔ تو که تجسم بخش نعمتهای الهی هستی، حال ما را به مانند زلفهای آشفته دچار پریشانی میکنی؟
دست من حیف که گردد به میان تو کمر
نرسد دست کمر را به تو درکش کردن
هوش مصنوعی: دستم خیلی افسوس میخورم که نتواند به دور کمر تو بیفتد و قدرت در آغوش کشیدن تو را نداشته باشد.
من به روی تو شدم چون سر زلفت در تاب
که صبوری نتوان بر سر آتش کردن
هوش مصنوعی: من در مقابل تو مانند موهای تابدارت نرم و منعطف شدهام، زیرا نمیتوانم در برابر آتش عشق صبر کنم.
شیشهٔ می نتوان بی می گلگون دیدن
دیدهٔ روشن نتوان بی بت مهوش دیدن
هوش مصنوعی: برای دیدن زیبایی شیشهٔ می، باید می گلگون در آن باشد؛ همانطور که برای دیدن چشم روشن، وجود یک محبوب جذاب لازم است.
جهت بی جهتش شش جهت کون و مکان
یک جهت شو، نتوان قبلهٔ خود شش کردن
هوش مصنوعی: این بیت به ما میآموزد که از پراکندگی و چندگانگی دوری کنیم و به یک هدف واحد و مشخص توجه کنیم. اگر بخواهیم به درستی مسیر خود را پیدا کنیم، باید تمرکز خود را روی یک نقطه بگذاریم و از افکار و جهات مختلف دور شویم، زیرا نمیتوان به یک بار به چند سمت رفت.
ناصر اندر هوس عشق کمان ابروئی
گشت قربان و نیارست به ترکش کردن
هوش مصنوعی: ناصر در آرزوی عشق و زیبایی ابروی کمانمانند، تسلیم و جانفشانی کرد و نتوانست از عشق فاصله بگیرد.