برگردان به زبان ساده
خواهم چو صبا گرد سر کوی تو گشتن
با باد بر آمیخته و بر بوی تو گشتن
هوش مصنوعی: میخواهم مانند صبحگاه با نسیم دور کوی تو بچرخم و با بوی تو آمیخته شوم.
ناکامتر از تیر تو در کیش تو بودن
آشفتهتر از زلف تو بر بوی تو گشتن
هوش مصنوعی: کسی که از تو ناامیدتر است، در عشق و بازی تو، به مراتب پریشانتر از کسی است که در بوی زلف تو غرق شده است.
بر خاک درت خسته و محتاج نشستن
بیچاره و درویش و دعاگوی تو گشتن
هوش مصنوعی: نشستن بر روی خاک در خانهات، از روی خستگی و نیاز، و زار و درویش بودن و برای تو دعا کردن.
ای شاه گدایانه دعا گویمت از دور
چون نیست مرا زهره در اردوی تو گشتن
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از دور برایت دعا میکنم، زیرا من جرات و توانایی نزدیک شدن به جمع تو را ندارم.
چون شانه سر اندر سر سودای تو کردم
باشد که توان خم به خم موی تو گشتن
هوش مصنوعی: زمانی که در فکر و خیال تو غرق شدم، امیدوارم که بتوانم همچون شانهای در میان موهای تو سر بخورم و از زیباییات لذت ببرم.
بفرست نصیبی به گدایان خود ای دوست
حاضر نتوانیم چو در طوی تو گشتن
هوش مصنوعی: ای دوست، لطفاً سهمی به درویشان بده، زیرا ما نمیتوانیم مانند تو در اینجا بمانیم.
دل میطلبد در ره عشق تو چو ناصر
آزاد شدن از خود و هندوی تو گشتن
هوش مصنوعی: دل در جستجوی عشق توست و میخواهد مانند ناصر از خود رهایی یابد و به تو پیوندد.