برگردان به زبان ساده
گر تو نکردهای جدا، دل ز تعلقات تن
بر سر کوی او مبر، زحمت جان خویشتن
هوش مصنوعی: اگر تو هنوز از دلبستگیهای دنیوی جدا نشدهای، پس به سوی معشوق نرو و خودت را به زحمت نینداز.
باد صبا به بوستان، بین به چه لطف میوزد
تا ز غبار نشکند، خاطر نازک سمن
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به باغ میوزد و زیباییهای آن را به نمایش میگذارد، به گونهای که هیچ گرد و غباری نتواند لطافت و ظرافت گل سمن را تحت تأثیر قرار دهد.
وحشت خارها اگر، چنگ زند به دامنش
گل ز چه غرق خون شده، چاک ز دست پیرهن
هوش مصنوعی: اگر خارها به دامن گل بچسبند و او را بترسانند، پس خونین شدن و پاره شدن لباس او به خاطر چیست؟
از من و ما نرستهای، صحبت عاشقان مجو
همره کم بضاعتان، چون بشوی بر آ ز من
هوش مصنوعی: از من و ما دوری نکن، به سخنان عاشقان گوش نده و با افراد کمبرخورداری که در عشق توانا نیستند، همراهی نکن. وقتی که بر من خشمگین شوی، نتوانی از من دور شوی.
جان نماند در دلم، یک سر مو از آن سبب
یار به نازکی کند، در دل و جان ما وطن
هوش مصنوعی: در دل من جایی برای زندگی باقی نمانده است، چون که عشق و محبت یار من به اندازهای لطیف و نازک است که به دل و جان من وابسته شده است.
گر غم یار میخوری، زهر بنوش و غم مخور
ور دم عشق میزنی جور ببین و دم مزن
هوش مصنوعی: اگر از غم عشق خود رنج میبری، بهتر است زهر را بنوشی و غم را کنار بگذاری. اما اگر میخواهی دم از عشق بزنی، باید درد و سختیها را بپذیری و از بیان عشق خود خودداری کن.
ناصر اگر به جان و دل، محرم دوست گشتهای
در حرم فنا نشین، مردهٔ زنده در کفن
هوش مصنوعی: اگر به تمامی وجودت عاشق دوست شدهای، در مکان مقدس و جاودان او سکونت کن، کسی که در حقیقت زنده است ولی به نظر مرده میرسد.