برگردان به زبان ساده
کام ناکامی روا کن از دهان خویشتن
در میان آور کناری از میان خویشتن
هوش مصنوعی: نیکوست که ناامیدیها را از زبان خود دور کنیم و آنها را در دل نگهداریم.
خود تن جان داده را از تاب هجرش مسوز
رحم کن بر جان رنجوری به جان خویشتن
هوش مصنوعی: به خاطر درد و جدایی من، به جان خسته و رنجور خودت رحم کن و از آزار بیشتر من بپرهيز.
ترسم از دست زبان روزی دهم سر را به باد
شمعوار از بهر آن سوزم زبان خویشتن
هوش مصنوعی: میترسم که در یک روز بر اثر زبان خود، کارم به جایی برسد که مانند شمع بسوزم و به خاطر این آتش به جان خودم آسیب بزنم.
من ز دل بیرون نخواهم کرد ابروی تو را
گر مرا قربان کنی بهر کمان خویشتن
هوش مصنوعی: من هرگز ابروی تو را از دل بیرون نخواهم کرد، حتی اگر به پای کمان خودم قربانی شوم.
از تن خاکی برآمد گرد و گردم بر درت
تا مگر راهم دهی بر آستان خویشتن
هوش مصنوعی: از جسم خاکیام غبار از درگاه تو برمیخیزد تا شاید اجازه دهی که به آستان خودت نزدیک شوم.
چون شب هجران برافروزی چراغ از جان خود
میکشم روغن ز مغز استخوان خویشتن
هوش مصنوعی: وقتی که در شب جدایی، شعله امید را روشن میکنی، از جانم بهعنوان سوخت استفاده میکنم و مایه لازم را از عمق وجود خود استخراج میکنم.
در هوای مهر تو چون صبح ناصر صادق است
آشکارا میکنم راز نهان خویشتن
هوش مصنوعی: در فضای محبت تو، مانند صبح که همیشه روشن و راستگوست، رازهای پنهان خود را به وضوح بیان میکنم.