برگردان به زبان ساده
نرفت راه بیابان و خسته شد پایم
اگر به سر نرود راه، من به سر آیم
هوش مصنوعی: اگر پاهایم در کویر خسته شود و نتوانم راه را ادامه دهم، من پیش از این که به انتهای مسیر برسم، خود را به آنجا میرسانم.
به جستوجوی تو آشفته میروم چون باد
مگر به سایهٔ سروت دمی بیاسایم
هوش مصنوعی: در پی تو آشفتهحال و بیقرار میشوم، مانند بادی که مدام در حرکت است، فقط شاید بتوانم لحظهای کنار سایه درخت تو استراحت کنم.
تو خود به جای خودی در مقام نعمت و ناز
من فقیر به هر جا غریب و تنهایم
هوش مصنوعی: تو خودت در جایگاه خودت از نعمت و زیبایی برخورداری، اما من که فقیرم، در هر جایی تنها و بدور از تو هستم.
به روز هجر مرا کار اشک پیمائیست
برفت آنکه به پیمانه باده پیمایم
هوش مصنوعی: در روزهایی که دور از یارم هستم، تنها چیزی که میتوانم بکنم گریه کردن است. آن کس که مرا با باده مینوشاند، اکنون رفته است.
مرا به روی تو رأی و به رأی تو رویست
که جز به روی تو روشن نمیشود رایم
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر چهرهات میتوانم فکر کنم و تصمیم بگیرم، چون هیچ چیز دیگری روشنتر از تو برایم وجود ندارد.
کمر نبست میان تو را مگر چون موی
مرا عزیمت آن شد که عقده بگشایم
هوش مصنوعی: تنها زمانی که میتوانستم کمربند بستم، وقتی بود که مانند موهای من، تصمیم گرفتی گرهای را باز کنی.
گهر ز دیدهٔ ناصر برون شود بر زر
سخن به صنعت ترصیع اگر بیارایم
هوش مصنوعی: اگر گوهری از چشمان ناصر بیرون بیفتد، میتوانم با هنر و مهارت خود آن را به زیور زرین بیارایم.