برگردان به زبان ساده
با زلف بیقرار تو آرام کردهایم
روز حیات خویش بدو شام کردهایم
هوش مصنوعی: با موهای پریشان و بیقرار تو، زندگیام را سرشار از آرامش کردهام و هر روز آن را به شبها تبدیل کردهام.
هرگه که داد ساقی عشق تو دُرد درد
دلها کباب و کاسهٔ سر جام کردهایم
هوش مصنوعی: هر بار که ساقی عشق تو شرابی به ما میدهد، دردهای دلمان را در کاسهٔ سرمان به حالت کباب درآوردهایم.
بر چشم و بر لب تو نهادیم چشم دل
مستیم، خو به پسته و بادام کردهایم
هوش مصنوعی: ما بر چشمان و لبانت زل زدهایم و دلمان غرق تماشا و شوق است، تو به میوههایی چون پسته و بادام اکتفا کردهای.
از ما مجوی نام نکو زانکه دیرباز
خود را به کوی عشق تو بدنام کردهایم
هوش مصنوعی: به دنبال نام نیکی از ما نباش، چون مدتهاست که خود را در مسیر عشق تو بدنام کردهایم.
اندام نیست کار جهان را به هیچ روی
زان رو به شاهدان گلندام کردهایم
هوش مصنوعی: قوام و ارجمندی کارهای دنیا به هیچ وجه به ظاهر و اندام نیست، به همین دلیل ما به زیبایی و جذابیت شاهدان سرزمین گلها اهمیت دادهایم.
گوهر به جای دانه فشاندیم از دو چشم
از بهر صید وصل تو دل رام کردهایم
هوش مصنوعی: از چشمانمان به جای اشک، گوهر و مروارید میریزیم و برای به دست آوردن وصالت، دل خود را تسلیم و آرام کردهایم.
ناصر ز تیغ تیز زبان چون جهان گرفت
اکنون نیام تیغ خود از نام کردهایم
هوش مصنوعی: ناصر با زبان تیز خود مانند شمشیری که جهان را تحت تاثیر قرار میدهد، حالا دیگر نیازی به نشان دادن قدرت خود ندارد و فقط از نامش کافی است.