برگردان به زبان ساده
همچو دامن روی خود بر خاک هر کوئی نهم
تا کجا ناگه سری بر پای مه روئی نهم
هوش مصنوعی: هر جا که میروم، مانند دامن خود را بر زمین میافکنم تا ببینم ناگهان سر زیبایی را به پای کسی میگذارم.
میدوم چون آب سرگردان، برآسایم اگر
ساعتی سر زیر پای سرو دلجوئی نهم
هوش مصنوعی: من مانند آبی سرگردان در حال دویدن هستم و اگر زمانی بتوانم، زیر سایهی سرو دوستداشتنی استراحت خواهم کرد.
بر میانت دل نهادم باز میگویم به خویش
حیف باشد بار عالم بر سر موئی نهم
هوش مصنوعی: دل خود را دوباره در میان تو قرار دادم و به خود میگویم، کاش بار سنگین دنیا را بر روی یک تار مو نگذارم.
من سر مسجد ندارم بعد از این، آن به که دل
بر لب یار و لب جام و لب جوئی نهم
هوش مصنوعی: دیگر به سراغ مسجد نمیروم؛ بهتر است که دلم را به لب یار و جام و کنار جوی بگذارم.
ظاهر زهاد در محراب و باطن بر بت است
من همان بهتر که دل بر طاق ابروئی نهم
هوش مصنوعی: ظاهر زاهدان در عبادتگاهها نشاندهنده استقامت و تقواست، اما در باطن ممکن است غرق در محبتهای دنیوی باشند. من ترجیح میدهم که عشق و احساساتم را به زیبایی و دلفریبی برخاسته از محبتهای معشوق بسپارم.
کمتر از یک ذره باشد قدر ناصر، ذرهای
گر متاع هستی او در ترازوئی نهم
هوش مصنوعی: اگر ناصر به اندازه یک ذره هم ارزش داشته باشد، حتی اگر آن ذره هم به عنوان موجودی در ترازوی هستی قرار بگیرد، نشاندهندهی اهمیت و ارزش او خواهد بود.