برگردان به زبان ساده
مست عشقم پارسائی چون کنم
محو گشتم خود نمائی چون کنم
هوش مصنوعی: من در عشق مست و خراب شدهام، چگونه میتوانم خود را پارسا و دور از گناه نشان دهم در حالی که محو و فراموش شدهام؟
عاقلان گفتند برگرد از حبیب
عاشقم من بیوفائی چون کنم
هوش مصنوعی: عاقلان به من گفتند که از عشق محبوبم دور شوم، اما من که عاشق او هستم، چگونه میتوانم به بیوفایی فکر کنم؟
عقل فرماید ز دلبر شو جدا
من ز جان خود جدائی چون کنم
هوش مصنوعی: عقل به من میگوید که از معشوق دوری کنم، اما من نمیدانم چگونه میتوانم از جان خود جدا شوم.
وصل او دیدم، ندارم تاب هجر
سلطنت کردم، گدائی چون کنم
هوش مصنوعی: دیدار معشوق را تجربه کردهام و نمیتوانم درد جدایی را تحمل کنم. حالا که در عشق او غرق شدهام، نمیدانم چگونه باید به زندگی گدایی و فقر ادامه دهم.
هست خُلق و حُسن او با هم غریب
با غریبان آشنائی چون کنم
هوش مصنوعی: خوی و زیبایی او با هم عجیب هستند و من نمیدانم چگونه باید با غریبان ارتباط برقرار کنم.
مرغ جان را چون هوای عشق اوست
من بدین جان هوائی چون کنم
هوش مصنوعی: چون عشق او برای جانم مانند پرندهای است، من چگونه میتوانم با این جان، هوایی جدید برای خود بیافرینم؟
ناصرا هجران هم از حکم خداست
چارهٔ حکم خدائی چون کنم
هوش مصنوعی: جدایی ناصری نیز از دست تقدیر است، پس چه تدبیری میتوانم برای حکمی که از جانب خداست بیندیشم؟