برگردان به زبان ساده
وقت آن آمد که عزم کوی شیدائی کنم
با خیال چشم مستت باده پیمائی کنم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که با اراده به سوی محل عشق و شیدایی بروم و با خیال چشمان پر از مستی تو، نوشیدن شراب را آغاز کنم.
نقد هستی بر در دکان قلاشی نهم
رخت دانش بر سر بازار رسوائی کنم
هوش مصنوعی: من واقعیتهای زندگی را در کنار دکان دغلکاری به نمایش میگذارم و دانش و آگاهی خود را در میان غوغای رسواییها قرار میدهم.
من چو مرغ بحر گشتم، فارغم از خاکیان
اتصال آن به که با مرغان دریائی کنم
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای دریا، از بند و رنج خاکیان آزاد شدهام و حالا از این موضوع بیخیال هستم که با پرندگان دریایی ارتباط برقرار کنم.
زر شوم گر سکهٔ مهر تو یابد گوهرم
دُر شوم گر پیش تو دعوی لالائی کنم
هوش مصنوعی: اگر به سکهٔ محبتت تبدیل شوم، حتی اگر زرین شوم، ارزش واقعی من به خاطر توست. اگر در حضورت ادعای خاموشی و بیگوشی کنم، در واقع به جواهر تبدیل میشوم.
گفت ماه آسمان من مرغ عیسی نیستم
تا نظر در شاهد شبگرد هرجائی کنم
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که گویا ماه در آسمان نمیتواند مانند مرغ عیسی، بیهدف و بدون تمرکز به این سو و آن سو پرواز کند. او نمیخواهد به هر چیزی که در کنار جاذبههای شب وجود دارد، توجه کند و از زیباییهای خاص خود غافل شود.
من عنان پیچیدهام امشب هوس را از جهان
مستعد خدمتم تا هرچه فرمائی کنم
هوش مصنوعی: امشب تمایل به لذت و خوشی را به دست گرفتهام و در خدمت شما هستم تا هر طور که بخواهید، عمل کنم.
زهر گردانم شکرها در دهان طوطیان
گر چو ناصر با لب لعلت شکر خائی کنم
هوش مصنوعی: اگر من زهر را به شکل شکر در دهان پرندگان خوشصدا بریزم، این کار را فقط به خاطر زیبایی لبهای تو انجام میدهم.