برگردان به زبان ساده
بس که هر دم دیده را پرخون کنم
روی زرد خویش را گلگون کنم
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر غم و درد درونم، میخواهم چشمانم را با اشک پر کنم و چهره رنگ باختهام را به رنگ خون درآورم.
از که آموزم دعائی تا به سِحر
زخم مار هجر را افسون کنم
هوش مصنوعی: از کی یاد بگیرم دعا و ن prayر ه را تا بتوانم با جادوی آن زخم دلتنگی ناشی از جدایی را درمان کنم؟
گر بگویم قصهٔ لیلی خود
خلق را چون خویشتن مجنون کنم
هوش مصنوعی: اگر داستان لیلی را برای مردم بگویم، مثل خودم به دیوانگی میافتم.
چون مرا عشق بتان در نیت است
بیحضور دل نمازی چون کنم؟
هوش مصنوعی: وقتی عشق معشوقان در دل من است، با نبودن دل چطور میتوانم نمازی بخوانم؟
دوست را در دل در آرم بعد ازین
هرچه غیر او بوَد بیرون کنم
هوش مصنوعی: من بعد از این، دوست را در دل جای میدهم و هر چه غیر از اوست را از دل بیرون میرانم.
گر کند آن مه به برج ما طلوع
طالع شوریده را میمون کنم
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا در آسمان ما برافروزد، من سرنوشت پریشان را خوشبخت میکنم.
شعر ناصر همچو شَعری شد بلند
زانکه وصف آن قد موزون کنم
هوش مصنوعی: شعر ناصر به قدری ارزشمند و برجسته شده که میتوانم زیبایی و ویژگیهای آن را به طور دقیق و متناسب بیان کنم.