برگردان به زبان ساده
از من مکن جدائی ای یار نازنینم
کز دوری تو جانا، با درد دل قرینم
هوش مصنوعی: عزیزم، از من جدا نشو، زیرا دوری تو باعث شده است که با درد و رنج زندگی کنم و همیشه در غم تو باشم.
دامن چه میفشانی از من که خاک راهم
از من چه میکشی پا، من کمتر از زمینم
هوش مصنوعی: چرا به من زور میزنی و از من توقع داری؟ من که از زمین هم کوچکتر و کمارزشتر هستم.
من ذرهام ولیکن سودای مهر دارم
من فانیام ولیکن با روح همنشینم
هوش مصنوعی: من کوچک و ناچیزم، اما آرزوی عشق و محبت در سر دارم. اگرچه فانی و زودگذر هستم، اما با روح و وجود خود در ارتباط و همنشینی هستم.
جز لعل تو نگنجد در عقل خرده دانم
جز قامتت نیاید در چشم راست بینم
هوش مصنوعی: جز لعل تو چیزی در ذهنم نمیگنجد و جز قامت تو در نگاه من چیز دیگری زیبا و صحیح نیست.
چون ماه میگدازم از مهر تو ولیکن
مهر تو تا قیامت نقش است بر جبینم
هوش مصنوعی: من مانند ماهی که ذوب میشود از عشق تو، اما عشق تو تا همیشه در پیشانیام خواهد ماند.
از نالهٔ سحرگه ایمن مباش ای مه
تا خرمنت نسوزد از آه آتشینم
هوش مصنوعی: از صبحگاهان که به ناله و گریه میگذرد، خیال نکن که همیشه در امان هستی، ای ماه! تا زمانی که نگران آتشین جانم نباشی، ممکن است روزی زیباییهایت به خطر بیفتد.
گفتا رقیب تا کی مستی ز عشق ناصر
من خود چنین نگشتم، او ساخت اینچنینم
هوش مصنوعی: رقیب گفت که تا کی در عشق ناصر سرمست خواهی بود؟ من هم اینگونه نبودم و او به من اینطور حالت داد.